2789
عنوان

عشق

96 بازدید | 8 پست

من دو سال پیش تقریبا با یه پسر اشنا شدم 

بچه بودم معیارایی ک انتخاب کردم برا انتخابش ن ک بد باشن 

کم بودن من باید چیزایی دیگ ای رو‌در نظر میگرفتم 

ما الان تو دوستی خیلی با هم خوب هستیم همو دوست داریم 

ولی مادر اون وقتی فهمیدم با من دوسته حتی گفت با من دوست نباشه چ برسه حتی ازدواج 

فقط به دوتا دلیل مخالفت کزده با من مادر ایشون عکس مامان منو دیده گفته بهش میخوره زبون دار باشه فقط از رو عکس و‌میگ دختر به مامانش میره 

دوم اینکه میگ دختره سبزه هست 

خیلی به شدت ناراحت شدم 

و به مشکل اینک این پسر داره خیلی تو قضاوت کردن بد فکر میکنه من میترسم با این فرد ازدوتج کنم ولی خیلی دوسش دارم و اخلاقای خوب بسیار داره

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نیگا به گفته خودشون مادرش اصلا ادم بدی نیس  ولی خب من از معیاراش ناراحت شدم و یه مقداری میترسم ...

ار متوجم  قضاوت بی جایی ممکن بود باش

وای از گرد ســم تازه خر خریده ها!!! وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)

هیچوقت به پسر تنها فکر نکنید برای ازدواج خانواده رو هم در نظر بگیرید که خیلی مهمتر از خود پسر هست&nb ...

اره بچه بودم خامی کردم اون زمان ما فقط دوست بودیم الانم فقط دوستیم و خودشم گفته رو‌من صد درصد به ازدواج حساب نکن ک اگه یه زمانی نشد نگی ادم بدی بود و ازین حرفا 

خانوادش خانواده بدی نیستن 

غفط یه خور‌ه افکار قدیمی دارن 

مثلا‌ میگن زن نباید بیرون خثنه کار کنه و‌ازیم‌حرفا 

و الان به خاطر کنکورش همش پاخل خونه هست و پیش خانواده 

شاید اگه یکم فاصلع بگیره از خانوادش همه چی بهتر بشه 

اره بچه بودم خامی کردم اون زمان ما فقط دوست بودیم الانم فقط دوستیم و خودشم گفته رو‌من صد درصد به ازد ...

انشالله هر چی به صلاحت هست پیش بیاد 

عمر دشمنانمان دراز باد...باشد که اوج موفقیتمان را نظاره گر باشند!!!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز