میدونم الان قراره بخاطر سنم بهم تیکه بندازین یا درد و دلامو مسخره کنید بگید خب که چی؟؟؟ چی شده حالا مگه ...
ولی من میخوام خودمو خالی کنم 💔
۱۵ سالمه و الان پریودم... مامان بابام طلاق گرفتن و من الان پیش بابامم و یه هفته مامانم رفته سفر و نمیتونم برم خونش... از دیروز صبح خونریزی شدید داشتم و دیشب از دل درد خوابم نبرد... از بابام قایم میشم تا حالمو نبینه.
مامانم میگه لزومی نداره بابات این مسائل رو بدونه... ولی من دلم میخواد تو این دوران بابام بهم توجه کنه وقتایی که مامانم ازم دوره.... حیف که بابام نمیدونه و منم بخاطر مامانم کلا روم نمیشه بگم... همش میگم کاش مامانم همون موقع که من تو شکمش بودم به بابام درباره پریود دخترا میگفت و بهش یاد میداد تو این دوران با من چجوری باشه.....
نمیدونم شایدم بابام بدونه پریود چی هست ولی مال منو ندونه... مامانم میگه این دردا زنونس و لازم نیست بقیه بدونن ... منم میدونم دردا زنونس ولی چه اشکالی داره بابام بدونه و یکم تو این دوران نوازشم کنه و بهم محبتشو بیشتر کنه؟؟؟ کلا من دختر خیلی لوسی هستم و میدونم معمولا زیاد از بابام توقع دارم و دوست دارم بابام یه مرد رومانتیک و احساسی باشه... حداقل برای دخترش.... ولی اون همش درگیر کاراشه... تو خونه هم همش سرش تو لپتاپه و...
من صبح که از خواب پا میشم و شب موقع خواب دردای پریودیم شدید میشن... حتی نمیتونم راه برم... خیلی دوست دارم وقتی بابام میگه چرا همش رو کاناپه ای راحت بگم پریودم... درد و دلام خیلی مسخرس براتون نه؟؟؟ الان میخواید مسخرم کنید دختر خیییییلی لوسی! خیلی پر توقعی.... ولی خب دوست دارم.... دوست دارم بابام نوازشم کنه... بوسم کنه.... حداقل تو این دوران.....
لابد الان میگید چقد دغدغه ها مسخره ای داری.... چقد عجیب......
هیچکس منو درک نمیکنه.... حتی هیچ همجنسامم منو درک نمیکنن!!! نمیدونم چمه... چرا انقد لوس و عجیب و پرتوقع ام....