دیروز بعد از مدتها من وشوهرم و پسرم با رعایت تمام نکات میخواستیم خریدبریم.سریه بحث من از شوهرم دلخورشدم اونم دید حق بامنه صورتمو بوسید وگفت ناراحت نباش با خوشی وشادی بریم خرید نه با دلخوری.اول واسه پسرم لباس خریدم. من وشوهرم جفتمون کفش میخواستیم .اول بازار شوهرم یه کفش واسه خودش انتخاب کرد اما گفت بریم بقیه مغازه هارو ببینیم شاید بهتر اینم پیدا شد گفتم باشه.همینطور که میرفتیم ازجلوی مغازه دوستش که کفش فروشی زنانه داره رد شدیم شوهرم گفت فلانی بود من گفتم خب خوبه که بریم ببینیم شاید کفش خوب داشت وتخفیفم بگیریم.گفت نه نمیخواد ازش خوشم نمیاد.یکم جلوتر یه کفش فروشی مردانه بود کفشش خیلی شیک بود من گفتم این عالیه شوهرم پاش کرد گفت نه به نظرم اون بهتر بود گفتم خب باشه برگردیم .از همون مسیر که اومده بودیم برمیگشتیم که یه دفعه دوستش با صدای بلند سلام گفت وبه رفتن به مغازه تعارف زد وشوهرم تو رو دربایستی رفت تو مغازش .دوسش گفت آبجی هر کفشی دوس داری انتخاب کن منم یه مدل انتخاب کردم اصلا حواسم نبود چون صندلی نبود که من بشینم وکفش پام کنم خم شدم کفشو پام کنم یه دفعه شوهرم توگوشم گفت چرا طرف اون خم میشی اینطرفی خم شو (خودش پشتم ایستاده بود )منم فوری از ترس اینکه داد نزنه ویا حرفی نگه برگشتم سمتش وکفش پوشیدم.گفتم همین خوبه. طبق تجربه که از برخوردش در این مواقع داشتم گفتم دوباره شروع میکنه خرید زهرمارم میکنه اما خدا خواست ودوستش گفت کفش مردونه خواستی بگو به بچه هاسفارش کنم شوهرمم گفت من این مدل پسند کردم یه سفارش بکن گفت صاحب مغازه پسر داییمه .تو مغازه که رفتیم یکم طول کشید منم فراموشم شد .وقتی خریدمون تموم شد و اومدیم تو ماشین گفت تو عقلت نمیرسه نباید اونطرفی خم بشی خدایی عقلت نمیرسه گفتم بخدا حواسم نبود.بخدا منظوری نداشتم ساکت شدفک کردم الان چه جنجالی درست میکنه.امابخاطر صبح که قول داده بود با خوشی بریم خرید وبرگردیم چیز بیشتری نگفت خداروشکر بخیر گذشت.حالا بااین اوصاف حق با همسرمه یا من؟بخدا من اصلا منظوری نداشتم فقط حواسم نبودم
به احتمال زیاد از دوستش چیزی میدونه که اولم نرفته بیخیال
خدا که فقط متعلق به آدمهای خوب نیست خدا، خدای آدمهای خلافکار هم هست و فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد فی الواقع خداوند اند لطافت،اند بخشش،اند بیخیال شدن،اند چشم پوشی و اند رفاقت است رفیق خوب و با مرام همه چیزش را پای رفاقت میدهد.اگر آدمها مرام داشته باشند هیچوقت دزدی نمیکنند،ولی متاسفانه بعضا آدمها تک خوری می کنند و این بد روزگار است.بایستی ما یه فکری به حال اهلی شدن آدمها بکنیم،اهلی کردن یعنی ...اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن.و این تنها راه رسیدن به خداست که بسیارم مهم است.