ما توی یه ساختمون زندگی می کنیم و خانواده همسرم طبقه پایین هستن مدارک رو مادرهمسرم گذاشته بود توی کشوی دراور بعد دیروز مستاجر دومی ما طبقه مادرشوهراینا رو تمیز میکرد راه پله هاشو جارو میکرد من برام عجیب بود بعد مادرشوهرمم جلوی در نشسته بود و گفت دستت درد نکنه من رفتم خونه مادرشواینا برای خواهر شوهرم وقت دکتر بگیرم مادرشوهرم خونه بود رفت طبقه پایین زیر راه پله رو بشوره منم اومدم از خونه شون بیرون رفتم خونه خودم مادرشوهرم میگه اومدم بالا دیدم مستاجره داره جلوی در مارو تمیز میکنه میگه گفتم دستت درد نکنه بعد دیشب مادرشوهرم منو صدا کرده بیا پایین مدارک نیست این ور بگرد اون ور بگرد نیست بعد دستبند خواهر شوهرممم بردن طلا بود نزدیک ۱۰تومن پولش بود خلاصه دیشب ساعت ۷ مستاجر رفته خونه مامان و باباش یه شهر دیگه والا من نمیخوام به اون تهمت بزنم اما مدارک تا یکشنبه تو کشو بوده الان یه عالمه شناسنامه کارت ملی و پایان خدمت گم شده واقعا برای بعضی از آدم ها متاسفم
تو زندگیتون دنبال آدمهای سیر باشین سیر از مهمونی، سیر از جنس مخالف، سیر از خوشیهای موقت، سیر از پول آدمهای گشنه فقط به روحتون آسیب میزنندختر و پسر هم نداره !👌😊 گریس : تو فک کردی من یه فاحشه ام!!تامی : همه ی ما فاحشه ایم گریس، فقط بخش های مختلفی از بدنمون رو میفروشیم،یکی فکرشو میفروشه یکی شعورشو یکی انسانیت ...
وزن اولیه ۶۸.۸۰۰ ، ماهی دو کیلو کاهش با رعایت و کم خوری و کالری شماری (بدون ورزش)، وزن فعلی بعد از ۷ ماه ، ۵۴.۴۰۰ تو زندگی اگه درست موندن و به موقع رفتن رو یاد بگیری همیشه محترمی
یه کیسه بوده امروز قرار بود برن ثبت نام ماشین دزد فکر کرده پوله چراغ اتاق خواب مادرشوهراینا سوخته چهار تا شناسنامه بوده دوتا کارت ملی یک پایان خدمت دستبند خواهر همسرم