من و شوهرم ده دوازده ساله باهم ازدواج کردیم مال دوتا شهر مختلفیم خودمون همدیگرو دیدیم عاشقانه ازدواج کردیم همه چیز خیلی خوب بود شوهرم از اول هم گفته بود عصبانی که میشه نمیتونه خودشو کنترل کنه دعوا داشتیم آشتی داشتیم خوب بود کارایی میکرد که اون هراز گاهی عصبانیتش به چشمم نمی اومد اما الان چند سالیه درگیری هامون زیاد شده بچه هم داریم ..دو سه ساله تو شهر شوهرم هستیم اختلافاتمون بیشتر شده چیزایی که همه زوجها اول ازدواج درگیرشن خانواده ها و....ما الان گیر افتادیم توش واقعا خسته شدم شوهرم دیگه کنترلی رو رفتارش نیست تهدید فحش توهین به خودم به بچه به پدر و مادر کینه ایی شده سر هر چیزی از پدر و مادرم بد میکه دعوامون میشه پاشونو میکشه وسط خسته شدم ازش اصلا احساس میکنم حسی بهش ندارم به زوره باهلش زندگی میکنم تو غربتم هیشکیو ندارم شوهرم اینجوری واقعا دارم عذاب میکشم فکر جدایی میکنم بعد میگم بچم چی ؟ مردم حرفاشون آبرو خودم پدر مادرم. آخه طوریه پیش چشم همه بهترینیم یعنی همه حسرت زندگیمونو دارن به قول معروف تومون خودمونو میسوزونه بیرونمون مردمو
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چون از اول ازدواج گفته عصبی میشم نمیتونم خودمو کنترل کنم و این پذیرفته شده تلاسی نکرده عادت کرده به تخلیه عصبانیت هرجور راحته درحالی که اومدیم و خدای نکرده یکی عصبی شد تو عصبانیت یکی رو هل داد اونم سرش خورد جایی مرد. یعنی چی وقتی عصبی میشم نمیتونم خودمو کنترل کنم. باید ادم روی خودش کارکنه. من برعکس بودم یعنی عصبی میشدم هرچی میخواستم میگفتم بعدم میگفتم عصبانیت بوده و نیتی نداشتم اما نامزدم متوجهم کرد که چه قدر کاری که میکنم تاثیر بدی داره
من مجردم ولی یکی میگفت موقع دعوا یا عصبانیت شوهرش کاملا ساکت میشه و خودشو کنترل میکنه حرفی نزنه..مثلا شوهرش با داد و بیداد هی حرف میزده وقتی تموم میشده حرفش بهش میگفته حالا حرص نخور بشین برات چایی بیارم. یا یه همچین حرفایی..بعدم منطقی و اروم حرف میزده باهاش و اتفاقا همه تقصیرا هم مینداخته گردن همسرش😂. میگفت از یه ادم عصبی یه ادم آروم ساخته..
من ترجیح میدم افسوس بخورم که چرا اون کار رو انجام دادم تا اینکه افسوس بخورم کاش اون کارو انجام میدادم!
دقیقا شوهرمم اینو میگه ولی واقعا تاثیر بدی روی من میزاره . چطور متوجهتون کرد؟ چیکار کرد؟ من ...
وقتی که ناراحت نیستم باهام حرف زده چند بار هم وقتی اینجوری برخورد کردم انقدر مدت طولانی سکوت کرد که داشتم میترکیدم😂 کمکم متوجه شدم و هی بهتر شدم البته من فحش نمیدادم ها ولی عصبی میشدم حرفایی میزدم که میدونستم ناراحتش میکنه....