۴اسیجانمناز اولممیگفتم ۲۸.۲۹
چون ببینزمانیکهما ۲۰سالمونبود اکثرابچهها همکلاسی دانشگاهمجردبودن.الاننمیدونمچشون شده
وقتی بچهبودیمهمهبزرگا شوهرمیکردن.الانبزرگ شدیمهمهبچهها
بعدم تواین سایت ببین.چقدخیانت چقددروغ چقدد طلاق و....عاقلانه تصمیمبگیر.منماگهمیخواستم فقط به اسم شوهر شوهرکنم.باورکن موردهاییداشتم گهخودمرد کردم.خوبم بودناا شاید ازنظر بقیهاما ازنظرمننه.تاوقتیمپیدانکنم ازدواجنمیکنم.کیاپشت سرت حرفمیزنن فامیلدیگهخاله عمهزن عموعمهداایی بچههاشون.اگهمیخواستم مثل شوهرا اونا پیداکنم الان دوتابچهداشتم...ولی نهمننمیخوام شوهرکنم.منمیخوامازدواجدرستکنمکه بعداپشیموننشم.مهممنیس بگندیر شده و... که میگن پشت سرم ولی مهمنیس.گاهی ناراحت میشم ولی باز انتخاب اونارو میبینم اصلا حسرتی نمیخورمولیاگهبرمیگشتم قبل بنظرم ۲۵اینا خوب بود.نهاینکه سن اینا ها..اینکه وقت داشتم مثلا۳.۴.۵سال بچهنیارمیا ۱سال عقدبمونمنامزدبمونم..ولی الان هول هولکی میشه بخاطر سنمادر شدنمیگمیعنی و خطراتش.و.رنه اینهمه ادم بالای ۴۰باردارمیشن وسالمن
البته ظاهرم کمتر میزنه خداروشکر