2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب من مجردم ازش بزرگترم حس بدیه 

کاملا درکت میکنم من بچه بزرگه بودم سه تا خواهر و برادر کوچکتر از خودم داشتم که قبل از من ازدواج کردند. آنقدر هم بقیه با نیش و طعنه و کنایه اذیتم کردن که حد نداره، حتی حالا که ازدواج کردم و دوتا دختر بزرگ دارم. مثلا اون روز دخترخاله ام بهم میگه من با وجود اینکه ازت کوچکترم ولی چون سابقه تاهلم از تو بیشتره می‌خوام نصیحتت کنم. حالا تحصیلات ایشون دیپلم و من دکتری هستم. ولی بهش گفتم بفرمایید گوش میکنم. کلا به نگاه و حرف بقیه توجه نکن و برای خودت هدف داشته باش

کاملا درکت میکنم من بچه بزرگه بودم سه تا خواهر و برادر کوچکتر از خودم داشتم که قبل از من ازدواج کردن ...

مرسی عزیزم اره دارم هدف میزارم برا خودم اما واقعا خیلی داره سخت بهم میگذره نمیتونم خودمو خوب جلوه بدم بگم اتفاقی نیفتاده حس میکنم دیگران به عنوان بدبخت نگاهم میکنن من خیلی از خدا خواستم هر دعا وچله بود گرفتم درحالیکه خواهرم اصلا تازه همیشه بهم میخندید که چقد دعا میکنی چرا منی که این همه از خدا خواستم نداد ولی اونایی که اعتقادی بهش ندارن بهترین میده

مرسی عزیزم اره دارم هدف میزارم برا خودم اما واقعا خیلی داره سخت بهم میگذره نمیتونم خودمو خوب جلوه بد ...

عزیزم ، من نمی دونم شاید اینها امتحان خداست و یه مسأله دیگه اینکه ما در این دنیا که زندگی ابدی نداریم. این همه آدم مظلوم که ظالم ها بهشون زور میگن. قراره اون دنیا برعکس باشه و آدم های صبور اجر صبرشون رو ببینن. اما برای اینکه دو روز دنیا برامون بهتر بگذره باید خودمون بیشتر تلاش کنیم بیشتر زحمت بکشیم. من رفتم سرکار. وقتی خواهرم و دخترخاله هام پز چیزهایی که شوهراشون براشون می‌خریدند میدادند، من با حقوقم بهترشو برای خودم می‌خریدم. و البته هیچ وقت پز نمی دادم و دربرابر زیاده گویی اونها سکوت میکردم. الحمدلله در کل زندگی من از آنها بهتره.هر چند هنوز طعنه می زنند اگه به جای ۲۸ سالگی، ۱۸ سالگی ازدواج کرده بودی الان به جای اینکه دختر بزرگت ۱۱ سالش باشه ۲۱ سالش بود و داماد داشتی و ... اما من اهمیت نمی دهم. چون زندگی فقط این دو روز دنیا نیست

عزیزم ، من نمی دونم شاید اینها امتحان خداست و یه مسأله دیگه اینکه ما در این دنیا که زندگی ابدی نداری ...

مشکل اینجاست من کارم ندارم کاش خدا یه جوری دیگه امتحان میکرد من دیگه کاری ندارم باهاش میخوام مثل بقیه باشم نه اینک حسرت یه لاک رو دلم بمونه برا نماز اصلا همه رو به خدا بدبین کردم همه مثال منو میزنن حتی بهم میخندندمیگن هرچی نماز اول وقت خوندی چیکار کردی خدا هیچی بهم نداد با تمام تلاش های که کردم   

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز