وقتایی هس بضیارو انقد الکی بزرگشون میکنی ک خودشونم حالشون بهم میخورع استفراغشو تو دهنت خالی میکنن/
ب هرکسی ب اندازع ظرفیتش باس بها داد/
بیا بریم دکتر سرگیجع گرفتی توهمی/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/