2777
2789
عنوان

جن زدگی

| مشاهده متن کامل بحث + 1521 بازدید | 143 پست
کاش من جات بودم ینی واقعا اونا بودن اخه من درسته ب وجودشون اعتقاد دارم ولی تا ب چشم نبینم باورقلبی پ ...

مامانم میگە خونمون چن دارە عضیت می کنن ولی زیاد نە بی ضررن

بیا ای برگ پاییزی گمانم باتو همدردم......
من صبح تا شب تنهام شب شوهرم میاد خونه  تلویزیون رو خاموش میکنم همه جاسکوت کامل میشینم یه ...

آی گفتی داغ دلمو تازه کردی خواهر چرا نمیان نزدیک منم نمیشن ابجی وداداشم تعریف میکردن شبا موقع خواب میومده سراغشون میگفتن نشسته بود روگلومون داش خفمون میکرد ینی جن بود!! اگه بود پس چرا سراغ من نمیان

چه بنویسم ؟ که دلتنگم من از شبهای تنهایی  

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

چجوری فرق دارن

همزاد یکیه مثل خودت اما جن از جادو میاد همزاد اذیتت نمیکنه اما جن از جنس اتشه وشیطان وخیرخاه ادم نیس از زندگی میندازتت عقب مصل دیوونه ها میزارتت لباستو درمیاری میری تو کوچع میزنی میرقصی  ادم دیوونه ای میشی حتی تیمارستان بستری میشی وحتی کاری میکنه خودکشی کنی خیلیا خودکشی کردن جرعت بهش میده وتوهوشیاری نیست جن دیده نمیشه مصل یک روحه هرکیم ازش خوشش بیاد میکشتش تبدیل به روح میشه وباهاش  ازدواج میکنه میشی روح سرگردان باید دوری کرد چون دیگه نمیتونی زندگی کنی کابوس های وحشتناک صداهای وحشتناک فک میکنی نترسی اما برسه میگی این چه کاری بود با خودم کردم یکی از فامیلامون جن احضار کرد موکل داشت زد روانیش کرد الا چن سالع تو تیمارستانه دیوونه شده راه میره با خودش میخنده 

خدایاکمک
آی گفتی داغ دلمو تازه کردی خواهر چرا نمیان نزدیک منم نمیشن ابجی وداداشم تعریف میکردن شبا موقع خواب م ...

ارە منم این جوری شدم میگن روپشت بخابی میان نگو خیلی بدە انگار یە نفر اومدە روسینت نشستە دارە خفت میکنە نفسات بزور میاد بیرون هر چند می خوای داد بزنی صدات بیرون نمیاد

بیا ای برگ پاییزی گمانم باتو همدردم......
آی گفتی داغ دلمو تازه کردی خواهر چرا نمیان نزدیک منم نمیشن ابجی وداداشم تعریف میکردن شبا موقع خواب م ...

ببین من صداشون میکنم میگم جن ها بیاید من دوست دارم ببینمتون ولی نمیان 

مادرشوهرم یه دفعه به من گفت چندین سال قبل یکی از جنا رو جد چند نسل قبل تر گرفته بوده به خدمت بعد از این که آزادش کردن از جن قول گرفتن که نسل اندر نسلشون کاری نداشته باشن منم گفتم کاش این کارو نمیکردین من دوست دارم ببینمشون به شوهرم گفت الان شوهرم از من میترسه طفلی 

نمی تونی ببینیشون خدشونو نشون نمی دن کە فقت عضیت می کنن

حتما شما اذیتتشون کردین دارن اذیت میکنن من شنیدم آب داغ حموم رو باز میکنی باید بگی بسم اله یا برنج ابکش میکنی ولی من هیچ کدوم از اینکارو نمیکنم شاید یه خودی نشون بدن 

ما خونه تکونی میکردیم با مامانم رفتە بودم کمک میگن شبا جارو کنی باید بسماللە بگی منم یادم رفته بود بگم شب موقع خواب یهو بچم تو خواب جیغ زد هی حزیون می گفت هی یکم می خوابوندم دوبارە گریە اون شب فقت گریە کرد مامانم گفت جارو کشیدی بسمالڵە نگفتی عضیت شدن اونام دارن طلافی می کنن

بیا ای برگ پاییزی گمانم باتو همدردم......
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108