من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
[QUOTE=179152381]😘😘😘😘😘😘تگت کنم تو دورهمی پریسا با کاربری جدید اومده هممون رو سرکار گذاشته🤣🤣🤣[/QUOTE
سلام
نمیدونم اگه دوست دارن تگ کنید😊😅
امروز ۱۴ خرداد ۱۴۰۰ ما دیگه مثل قبل نمیتونیم باهم حرف بزنیم ولی قلبمون به هم وصله و قول میدم هرروز بیشتر از روز قبل عاشقت باشم این امضا میمونه تا روزی که دوباره بتونیم مثل الان باهم حرف بزنیم و بگیم دیدی چه زود گذشت🙈 به امید روزی که ببینمت عشقم به یادتم به یادمی 😌عاشــ❤ـقــتم yalda😍❤...هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي❤
امروز ۱۴ خرداد ۱۴۰۰ ما دیگه مثل قبل نمیتونیم باهم حرف بزنیم ولی قلبمون به هم وصله و قول میدم هرروز بیشتر از روز قبل عاشقت باشم این امضا میمونه تا روزی که دوباره بتونیم مثل الان باهم حرف بزنیم و بگیم دیدی چه زود گذشت🙈 به امید روزی که ببینمت عشقم به یادتم به یادمی 😌عاشــ❤ـقــتم yalda😍❤...هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي❤
وقتي همه زندگيت ميشه يه دختر .......٥سال عمرمو گذاشتم پاش .من ميدونم با يكي ديگه س.ميدونم اون منو لو داده .ميدونم اون لو داده. ميدونم منو ديگه نميخواد ،ولي من الان دلم پر ميكشه واسه اينكه يه بار ديگه ببينمش.ديالوگ متري شيش و نيم insta:Yasivoroojak
شلوارپلنگی🐅 اراذل و گنگسترِ شهر آمل و حومه🤣🥸🍻خب لامصب من اگ پروفمو عوض کنم ک اینجا دیگ کسی منو نمیشناسه ک🤣😒🤌🏽 والا بخدا...اصاب نداشته ی منو نداشته تر میکنن با این کاراشون وَ بنازم کاربری را که همه او را با پروفایلش میشناسند:)
عمو تهرونمون دیگ شیری شدع دلم ع مردم شیری پرع رفتارشون همع شیری طورع یکی میخاد اعصابمو شیری کنع انها ب من خندیدن چون متفاوت بودم من ب انها خندیدم چون همع مث هم بودن من حقیقتا رو میگم ب من چ حقیقتا تو جامع فحشع تنهایی عشقع وقتی خودمو دارم بقیع رو میخام چیکار? بعضی چیزا از بیرون سفیدع از درون سیا بعضیا يه جوري اصرار دارن که بايد بچشون پسر بشه، انگار سلسلهی پادشاهيش بدون پسر منقرض ميشه
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/