2777
2789
عنوان

روز پدر ولی ....

| مشاهده متن کامل بحث + 310 بازدید | 60 پست
واقعا پدری که همیشه باعث شرمندگیت شده و جلوی پیشرفتتو گرفته چه شکری داره ؟ بی سرپرستی خیلی بهتر از ب ...

نه راضی به نبودش نیستم ولی به قران بعضی وقتا یه کارایی کرده که فکر میکنم سربارشم فکر میکنم اضافی بودم دلم میخواد هر چی برام خرج کرده رو بهش برگردونم 

خدا رو دوست دارم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چون کشیدم پدرم هیچوقت پشتم نبوده هیچوقت نه تنها من پشت هیچکدوم از اعضای خانوادم ازبچگی مردونه کار کر ...

هی روزگار...عزیزوقتی مجردی سختیش باز کمتر متوجه میشی چون خودتی خودت یه جوری کنار میای  ولی وقتی متاهل میشی اینکه باید جلو دیگران حفظ ظاهر کنی بااینکه اون دلتو شکسته خیییییییلی سخته

خدایاشکرت...
نه راضی به نبودش نیستم ولی به قران بعضی وقتا یه کارایی کرده که فکر میکنم سربارشم فکر میکنم اضافی بود ...

عزیزم شما پدرت به نسبت اون پدری که منظورمه بهتره . بعضیا واقعا یه روانی به تمام معنا پدرشونه

عزیزم شما پدرت به نسبت اون پدری که منظورمه بهتره . بعضیا واقعا یه روانی به تمام معنا پدرشونه

اولاش یه روانی به تمام معنا بود تا سیزده سالگی هرروز مامانم کتک میخورد الان بهتر شده هر روز اواره بودیم از این خونه به اون خونه اینا یک صدم دردامم نیس 

سالی یه بار میرم خونش بازم احساس میکنم سربارم دیگه نمیرم 

خدا رو دوست دارم

متاهلم گلم میفهممت چی میگی عزیزم 

فکر کردم مجردی.واست خرج کرده؟؟واسه جهیزیه واسه عروسی پشتت بوده؟؟پدر من خرج ک نکرد یه زحمت نصفه نیمه کشید بار همه چی تو دوش خودم بود اما چیزی ک بهمو سوزونده اینه ک از ترسش به زنش گفته من کاری نکردم همه رو شوهرش کرده الان دلم خون شده ازش 

خدایاشکرت...
اولاش یه روانی به تمام معنا بود تا سیزده سالگی هرروز مامانم کتک میخورد الان بهتر شده هر روز اواره بو ...

عزیزم میفهمم چی میگی . اما قبول کن اگه هنوز تو اون خونه بودی گاهی ارزوی نبودشو میکردی 

اولاش یه روانی به تمام معنا بود تا سیزده سالگی هرروز مامانم کتک میخورد الان بهتر شده هر روز اواره بو ...

با تنهاییت چ جوری کنار میای؟منم چند ماهی یه بار میرم اونم حالت بده بستون دعوتشون میکنم تا دعوتمون کنن 

خدایاشکرت...
عزیزم میفهمم چی میگی . اما قبول کن اگه هنوز تو اون خونه بودی گاهی ارزوی نبودشو میکردی 

میدونی عزیز من هیچ وقت آرزوی نبودشو نمیکنم چون تنهاترینم مزه ی نبود مادرموچشیدم خیییلی تلخه 

خدایاشکرت...
با تنهاییت چ جوری کنار میای؟منم چند ماهی یه بار میرم اونم حالت بده بستون دعوتشون میکنم تا دعوتمون کن ...

تنهایی برام بهتر از بودن با خانوادمه از همشون متنفرم نمیخوام اتفاقی بیوفته براشون ولی نمیخوام ببینمشون

خدا رو دوست دارم

تنهایی برام بهتر از بودن با خانوادمه از همشون متنفرم نمیخوام اتفاقی بیوفته براشون ولی نمیخوام ببینمش ...

چقدر خوب ک با تنهاییت راحتی من از روی تنهایی مجبورم میبینمشون اونم چند ماهی ولی حالم خیلی بده انگار افسردگی گرفتم تحملم تموم شده دیگه

خدایاشکرت...
فکر کردم مجردی.واست خرج کرده؟؟واسه جهیزیه واسه عروسی پشتت بوده؟؟پدر من خرج ک نکرد یه زحمت نصفه نیمه ...

جهیزیه رو گرفت ولی به خاطر رو کم کنی داداشاش نه برای من که اونم کار خدا بود 

یادمه یه بار هفده سالم بود خودم پول داشتم خاستم مانتو بگیرم نزاشت گرفت خرج کرد گفت مگه من سر گنج نشستم هنوز چشمم دنبال اون مانتوعه

خدا رو دوست دارم

جهیزیه رو گرفت ولی به خاطر رو کم کنی داداشاش نه برای من که اونم کار خدا بود  یادمه یه بار هفده ...

چقدر عجیب واقعا آدما چقدر متفاوتند... ببین پدر من با پولی ک خودم داشتمو دارم کاری نداشته ولی همه جا باعث کوچیک شدنم شده مخصوصا بخاطر زنش همش ترسیده...همیشه کم گذاشته خودم یه جوری از پس خودم براومدم 

خدایاشکرت...
چقدر خوب ک با تنهاییت راحتی من از روی تنهایی مجبورم میبینمشون اونم چند ماهی ولی حالم خیلی بده انگار ...

عادت کن فکر کن نیستن خودتو دوست داشته باش پدر من تمام دردسر هاش رو هوار میکرد سر من 

امروز وقتی دیدمش محل نداد و جلو شوهرمگفت زنت یه هرزس جیگرم اتیش گرفت وقتی تموم فامیل شوهر رو سرت قسم بخورن و بابات اینو بگه دیوونه کنندس خجالت نمیکشه ریس اموزش پرورشه مثلا داد زدم گفتم دیگه بابای من نیستی از اولم نبودی 

خدا رو دوست دارم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز