2777
2789
عنوان

شوهرم

1908 بازدید | 162 پست

سر سفره بودیم غذاشو ک خورد گف پاشو برو ابو بیار منم داشتم غذا میخوردم گفتم خب خودت پاشو بیار یبار خودت کارای خودتو انجام بده،گف تا ده میشمارم پاشو بیار.منم بی اهمیت داشتم غذا میخوردم ک گف یه قهری این وسط هست منم واسه اینکه قهر نکنه رفتم آبو اوردم ولی از زور گویش بغض گلومو گرف دید ناراحت شدم خندید منم باهاش حرف نزدم اومد اب ریخت تو غذای جلو دستم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

منم ک دیدم غذامو اب ریخت ناراحت شدم سفره رو ول کردم رفتم تو اتاق،پشت سرم اومد بیا قهر نکن گفتم ولم کن یبار کارای خودتو انجام نمیدی حالا یبارم من اب نیارم سرسفره ندیدی دارم شام میخورم چرا اب ریختی

😑😑😑😑😑خدایی این روانیهای چیپ رو از کجا پیدا میکنید. مگه قبل از ازدواج رفتارهاش رو زیر نظر نداشتی

تنها زمانى “صبور”خواهى شد،که “صبر”را یک”قدرت”بدانی نه یک “ضعف”…آنچه “ویران مان” مى کند“روزگار” نیست !حوصله ی “کوچک”براى “آرزوهاى بزرگ” ماست …........................................................................دو چیز شخصیت ات را تعین می کند :صبر وقتی چیزی نداری رفتارت وقتی همه چیز داری !
منم ک دیدم غذامو اب ریخت ناراحت شدم سفره رو ول کردم رفتم تو اتاق،پشت سرم اومد بیا قهر نکن گفتم ولم ک ...

اولش همع چيز شوخي بوده از نظرش

بد يعو جدي شد و ديد خيط شده بدتر كرد😂😂پيش مياد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108