بچهها ما عقدیم و وقتایی که میخوایم بریم خونهی فامیل همسرم مثلا میگیم امروز میریم و فردا برمیگردیم.
ولی فردا که میشه اصلا نمیگه برگردیم من میگم خب برم آماده شم اولش میگه بمونیم بعد میگه باشه برو.
حالا بعدش داستان شروع میشه که من آماده شدم واسه رفتن و فامیلاش میگن که نه بمون و همسرم هم هیچی نمیگه من همش باید بگم نه ممنون دیگه مزاحمتون نمیشیم و از این حرفا
آخرش یه جوری میشه که انگار اصلا نمیخواد بیاد و من دارم زورش میکنم😐
برادرشوهرم هم به من گفت آهاااان پس تو داری میبریش! منم فقط لبخند زدم بعدا با خودم گفتم کاش میگفتم آره نمیشه که همش ایشون ببره یه بارم من ببرم🤨
چیکار کنم واقعا که اینجوری نکنه؟ چند بارم بهش گفتم که خیلی بی برنامهای و لحظهای تصمیم میگیری ولی فرقی نکرده😑