اینقد این درد تو خودم ریختم ک تبدیل به یک توده تو گلوم شده میخام اینجا درد دلمو بگممم. ... من ۵ساله ک ازدواج کردم بدون هیچ عشقی ب شوهرم... ب اجبار خانواده بود و اینکه چون من آرایش میکردم مادرم همیشه میگفت برای تو هیچوقت خاستگار نمیاد منم ساده باور کردم.. و با لولین خاستگاری ک برام اومد ازدواج کردم ... از اقواممون هستن و از همون قدیم الایام ازش بدم نیومد ولی بخاطر سرکوفت اطرافیان تن به این ازدواج دادم علاوه بر اینکه به شوهرم علاقه ندارم . اخلاقای نحس و بدشو بعد ازدواج رو کرد شفلشم رانندس .. بی اعصاب و بد اخلاق و معتاد ب ناس و تریاک.... الان طوری شده که نمیخام ببینمش حتی ... حتی اگه بهترین و خپش اخلاق ترین بشه من دیگه سرد شدم ازش... میخام طلاق بگیرممم چون ی روز خوش تو این زندگی نداشتم و ندارم ... اگه بخام طلاق بگیرم بخاطر عمر و جوونی ک پاش گذاشتم بخاطر تموم دردایی ک تحمل کردم مهریمو تا قرون آخر میخام ازش بگیرم . اموالی اگه بنامش باشه مث ماشین و خونه ... برای مهریه توقیف میشه؟