تمام زنذگیم تباه شده قبلا تپ این سایت بودم شوهر داشتم طلاق گرفتم اومدم خونه بابام ۲۴ سالمه یه شب مامان ۴۹ سالم بدون هیچ مریضی صبح دیدم نفس نمیکشه داغون شدم یک سال میگذره با یکی آشنا شدم برای ازدواج اونم داره داغون ترم میکنه نه میتونم ولش کنم نه بمونم باهاش یه ادم به شدت پررو و هوس باز اهل دختر بازی شدید بوده میخوام خودمو بکشم دیگه خستم بابامم اهل زن بازیه هیچ کی ندارم تنهام داغونم
فک کردم عاشق این شخص شدم اما داغونم کرده از دخالتش هاش هر اینکه گقتم دختر عموش بلاک کنه از اون به بعد بلا هایی به سرم اورده عمدا گفتم برو درش بیار از بلاکی هر شب کارم شده گریه
بابامم باهام خوب نیس وقتی میاد خونه حالم بد میشه اونو مقصر مرگ مامان بیچارم میدونم
سراغ همه کاری رفتم یا بدرد نمیخورد یا ولش کرذم میخوام برم دانشگاه اونم میترسم بابام پولش درس حسابی ب ...
حتی اگه سر کاریم رفتی و به دردت نخورد برو دنبالشون باعث میشه ذهن درگیر بشه برای دانشگاه هم درس بخون دانشگاه دولتی قبول میشی نگران نباش همچی درست میشه فقط اول وابستگیت به اون پسرو کم کن و اگه شد بزارش کنار
پسره حس میکتم بخاطر پول بابام اومده جلو در صورتی که بابام به خودمم خرجی نمیده بابام قیافش خوبه و اهل زن بازی هس داداشم زن داره و اصلا محلم نمیذاره خواهر ندارم یه خاله دارم راه دوره خیلی تنهام داغونم پسره هم داغون ترم کرده همش باهام بحث میکنه من خیلی حساسم عمدا میشینه از دخترا حرف میزنه داغونم داغون تولدمه این هفته یکی ندارم بگم صد در صد میاد اینقد بدبختم امشب ۶ تا قرص کلوناز پام خوردم که بخوابم داغونم مرگ مامانم له کرد منو
ببین میدونم اینجا رکسی داره سعی میکنه کمکت کنه ولی بنظرم فقط یه مشاوریا روانشناس میتونه کمکت کنه مثلا من الان میتونم بگم که رابطه سمیتو تموم کن ولی شاید واقعا یه مشکلی داشته باشی یا سختت باشه قطع ارتباط با بقیه بنظرم حتما برو پیش یه کسی که کارش باشه و بنظرم سعی کن کار کنی و یکم از نظر مالی استقلال داشته باشی اگه نداری البته