واقعا دیگه بریدم خسته شدم
نامزدم تقریبا یه ماهه فکرهای منفی در موردم میکنه و زندگی رو ب کام هر دوتامون تلخ کرده واقعا دیگه نمیدونم چیکار کنم
یه دعوایی پیش اومد بین من و نامزدم ک دو دفعه تایپکم زدم من احمق گوشی رو دادم ب پسر خالم ک جوابشو بده همین بلا شد و زندگیمو ب نابودی کشید
وقتی این اتفاق افتاد تا یه هفته از هم خبری نداشتیم
بعد از اون ب من گفت میخوام طلاقت میدم هر چی گفتم انگار دلش سنگ شده بود گریه کردم حتی التماسمشو کردم چون عاشقشم واسم مهم نبود هر کاری کردم ک بیخیال بشه ولی نشد یه مدت ک فقط داستان همین بود ک طلاقت میدم تا این ک منم خسته شدم گفتم باشه راضی شدم دیگه واقعا سختم بود چند روز گذشت و گوشیش خاموش بود و بعد بهم پیام داد ک من دوستت دارم طلاقت نمیدم خیلی خوشحال شدم رفتارش با من خوب شد و ۵ روزخونمون بود همه چی خوب بود و قربون صدقم میرفت تا این ک رف خونشون باز اعصابش خراب شده
البته من بهش گفتم تو وقتی میری خونه خودتون از م ک هیچ حتی از خودتم متنفر میشی نکنه دعا چیزی باشه ولی گفت من اعتقاد ندارم
حالا من موندم چیکار کنم بهش میگم بریم پیش دعا نویس میگه اعتقاد ندارم
هر چیم میگم بریم پیش روانشناس ولی راضی نمیشه اصلا نمیاد
بنظرتون میشه کسی دعاش کرده باشه
چون وقتی خونمون بود خیلی حالش خوب بود ولی وقتی رفت خونه خودشون گفت من رسیدم گوشی رو قطع کرد بعد نیم ساعت گفت من اعصابم خرابه و فکرهای منفی محاصرم کردن دیگه خسته شدم خدا تمومم کنه جوری شده ک فقط ب مرگ فکر میکنه و میگه من خودمو میکشم