حالم خیلی بده خیلی خیلی امشب با شوهرم دعوام شد.شوهرم خیلی له نحوه حرف زدن اهمیت میده اما من اصلا توجهی نمیکنم به حرفم انقدر عجولم
امشب رفت در خونه همسایمون یه زن۴۶ ساله با شوهرش گار داشت زنه همون طور با لباس استین کوتاه و سر باز حواسش نبوده اومده بود جلو در بعد سریع برگشته چادر پوشیده من دو الی ۳ تا سوال پرسیدم گفتم یعنی فهمید مردی اینطور اومد اونم ناراحت شد گفت چرا سین جین میکنی مگه من مقصرم البته فک کنم لحنمم بد بود
اخه من حساسیتم دارم روش الان خودش دیدش بهم اینطور شده که من وسواس فکری نسبت بهش دارم
تازه عروسم ۱۹ سالمه تورو خدا کمکم کنید وسواس فکریم داره زندگیمو میپاشونه