خانما واقعا اخلاق مادرشوهرم داره اذیتم میکنه من واقعا کاری به کارش ندارم از احترام هیچی کم نمیزارم اما بعضی وقتا که چیزی میشه که واقعا تقصیر من نیست باهام به صورت تهاجمی رفتار میکنه من فقط به خاطر اینکه ناراحت نشه و دلش نشکنه سکوت میکنم یا با لبخند قضیه رو خاتمه میدم اما بفدش تا چن وقت خودخوری میکنم که چرا جوابشو ندادی مثلا نمونش چن وقت پیش شوهرم بهش گفت فیلم عروسیه مارو از لب تاپ خواهرش پاک کنن نکردن شوهرم چن روز پیش به یه هوایی لب تاپ خواهرشو برداشت و فیلمو پاک کرد بعد امروز مادرشوهرم زنگ زده به من باحالت دعوا که اره چرا فیلمو پاک کردین من مادرم حق دارم فیلم عروسیه پسرمو یادگاری داشته باشم منم با ارامش بهش گفتم من واقعا خبر ندارم از خودش بپرسید بعد تاالان دارم خودمو میخورم که چرا مثل دخترایه خودش که تورویه خانواده شوهرشون وایمیستن جوابشو ندادم که بگم اره اصلا فیلم عروسیه ما که من مادرم توش هست فامیلام هستن چرا باید خونه تو که دامادات مدام هستن باشه یا چن وقت پیش دامادشون به شوهرم بی احترامی کرد شوهر متم ازاون به بعد دامادشونو محل نمیداد بعد تا چن بار که من میرفتم خونشون همشون به من بی محلی میکردن بعد به شوهرم مادرش پیام داده بود ببین خوبه ماهم به زنت بی محلی کنیم اخه یکی نیس بگه زنه۵۵ساله دامادت کرم ریخته ولی من مگه چه بی احترامی کردم که مثلا بی محلی میکنی بخدا هرکاری دارن نه نمیارم یا راضی نیستم ذره ای ناراحت بشن مثل دخترایه خودشم سیاست ندارم که هم به خانواده شوهر بی محلی کنم هم یه کار کنم شوهره سرتاپامو بلیسه واقعا نمیدونم راز موفقیتشون چیه بارها به چشم خودم دیدم خواهرشوهرم به خانواده شوهرش حاضر جوابی میکنه و بی محلی میکنه اما شوهرش اصلا عین خیالش نیست ولی کافیه من یه روز مثلا درد پری داشته باشم خونه مادرشوهرم برم بی حال باشم شبش شوهرم میگه چرا قیافه گرفته بودی چرا فلان چرا بهمان ترخدا راهکار بدین