2777
2789
عنوان

تجربه رویایی 2

| مشاهده متن کامل بحث + 136196 بازدید | 986 پست
درود بانو 🌷از اینکه به من لطف دارید و پست های منو خوندید سپاسگذارم . در مورد احساس گذشته پسرتون به ...

چقدر خوب و بجا جواب داديد 😍ممنونم💐💐💐

در كمال تعجب ميبينم ، تماااام نگرانيهايم بيخود بود !!!!!!!سالهاااارا در حسرت ، روزهاااا را در نگراني گذراندم  در حاليكه ميتوانستم دوست بدارم و لذت ببرم  
مهربون بودن با قاطع بودن منافات نداره  اگه همه چیز سر جاش باشه و به موقع، بچه ها هم درک میکنن& ...

مي بوسمت بزرگوار 😘🙏🏻😃😊

در كمال تعجب ميبينم ، تماااام نگرانيهايم بيخود بود !!!!!!!سالهاااارا در حسرت ، روزهاااا را در نگراني گذراندم  در حاليكه ميتوانستم دوست بدارم و لذت ببرم  

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

سلام .من مدتها قبل تاپیکتون رو دنبال میکردم زمانی که از بددلی و شکاکی همسرتون گفتین دقیقا یادمه .منم شوهرم بد دل و شکاک هست .۶ ساله ازدواج کردم .تو این ۶ سال خیلی بخاطر شک ها و محدودیت هاش اذیت شدم ولی خصوصیات خوب خیلی داره ک تصمیم گرفتم این بددلی رو تا حدی تو زندگیم کم رنگ کنم .بهتر شده گاهی اوقات با دعوا با کوتاه نیومدن با صحبت با کمک گرفتن از بزرگترا یا ترس از جدایی ..در هر صورت خیلی از سختگیریهاش نسبت به اول ازدواج بهتر شده .الان میخوام روی باشگاه رفتن یا با بچه هام تنها بیرون رفتن تا حد پارک و اینا تمرکز کنم چون اصلا دوست نداره تنها بیرون برم همه جا خودش میبره و میاره .ولی من یکم استقلال رو دوس دارم 

دلت شور نزنه خدا کریمه

سلام رویا جان خدا خیرت بده که کمک میکنی میدونم دم عید هست و شلوغی هر وقت پیام رو تونستی لطفا جواب بده عزیزم 

خیلی تایپیک هات رو خوندم ولی به نتیجه ای نرسیدم در این مورد موضوع اینه من بعد ۱۲ سال زندگی با مادرشوهر حدود ۳ ماهه اومدیم خونه مستقل خودمون ولی همسرم از وقتی اومدیم این خونه انگار که من زندانی اون هستم همش دعوا و بحث میکنه که حق نداری از خونه بری بیرون و انگار که شکاک شده البته به شدت ناراحت هست که از مادرش جدا شده چون خیلییی بچه ننه هست هربار که می بینه یهو من دارم میرم حتی کوچه دعوا و قهر و جای خواب جدا میکنه منم مجبور بهش نمی گم موقع بیرون رفتن چون یه خریداری هست ضروری که باید برم و خودش هم نمیره به شدت فرد عصبی و لجبازی نمیدونم چیکار کنم درضمن بگم ما اومدیم روبروی خونه مامانم اینا  محل زندگی بچگی خودم همه در و همسایه هم فامیل بخاطر همین صدام در نمیاد مبادا داد بزنه آبروم ببره خیلییی هم فحاشی میکنه موقع دعوا البته بگم کلا از اول همین بود ولی موضوع بددل شدن الان خیلییی زیاد شده خواهش میکنم راهنمایی کن بخدا یه مدت مشاور هم رفتم چندین بار تا پای طلاق رفتیم اصلا درست نشد که نشد خودمم ۳ تا دختر بچه دارم که روشون تاثیر بد میزاره تو این زندگی داغون شدن 😔

به آرزوهایم قول رسیدن دادم❤
درود بانو 🌹 متاسفانه دهن بینی سخته درمانش ولی با صبر و مرور زمان کمتر میشه در مورد نادیده گرفتن ش ...


  سلام رویای عزیزم  تبریک میگم سال جدید رو  با آرزوی بهترینها واسه قلب مهربونت  ،  ممنونم که وقت میذاری و راهنمایی میکنی دارم راهکارهایی که گفتی اجرا میکنم  امیدوارم تغییر کنه همسرم  واقعا رفتاراش ادمو خسته میکنه روح زندگی رو نابود میکنه 

سلام رویا جون ممنون ازینکه تجربت رو به اشتراک گذاشتی😘😘 میشه بیشتر بنویسی از راهکارهات ،اینا هم به من انگیزه میده هم یاد میگیرم که باید چیکار کنم

من و شوهرم ۹ سال اختلاف سنی داریم ،ازدواج سنتی داشتیم و ۴ ساله زندگی کردیم با هم و بیشترش بد گذشت

شوهرم اهل خیانت و اعتیاد و دست بزن نیس ولی خیلی متفاوته با هام و اصلا مردی که میخواستم نبوده نه اهل خنده و شوخیه نه تفریح نه بیرون رفتن نه حرف مشترکی داریم ...

وسواس داره روی کارهام  که درست و دقیق انجام بدم یا حرفا و کارا،یجورایی ریزبین و حساسه و مسائلو سخت میگیره و زود بهش برمیخوره و ازم زیاد ایرادگرفته و یجورایی ترس از انجام کار ها درونم مونده

نمیدونم بهش بگم خسیس یا نه چون فقط ضروریات خونه رو میخره ولی بهش بگم نوشیدنی بگیر ماهی یبار میگیره و میگه گرونه،نمیدونم خودم که شاغلم برم اونچیزایی که نمیگیره رو بگیرم یا نه )مثلا یه پفک بگیره انگاری کار شاقی کرده بهشم بگم میگه ندارم خودت بگیر) ..اگه یه ماهم توخونه باشم نمیگه بیا بریم بیرون دور بزنیم با اینکه خیلیم وقت ازاد داره ..دلم خیلی گرفته خسته شدم ازینکه هی اصرار کردم بریم بیرون یا ...


وقتی شروع میکنید به تغییر , اطرافیان و حتی شوهر در برابرش مقاومت نامحسوس دارن و قصد دارن خلاف نظر شم ...

سلام میشه چند مورد از اون تعریف هایی که میشه از مرد کرد و بگین من تو این مورد خیلی ناشیم

سلام رویای عزیزم من شما رو از تاپیکهای گلبوته خانوم میشناسم از شما بسیار سپاسگذارم برای این همه خوبی خیلی دوستون دارم به خودم می‌بالم که الگویی مانند شما دارم 

سلام رویای عزیزم

امیدوارم تنت سالم باشه و کنار خانوادت بهترین اوقات رو بگذرونی

راستش مشکلی برام پیش اومده که اگه بخونی و جواب بدی از ممنون میشم و دعات میکنم

من و همسرم ده ساله که ازدواج کردیم و دوتا بچه دبستانی داریم

شوهرم تازگیا به شدت بد دل و حساس شده

چند روز پیش عمه همسرم که عمل کرده بود اومد خونمون دو روز موند چون خونه خودش شهرستانه و مادر شوهرم ازش خوشش نمیاد و خونه ش راهش نمیده

روزی که میخواست بره از من خواست که به برادر شوهرم زنگ بزنم که بیاد دنبالش که ببرتش دکتر و از اونجا هم بره شهرشون

منم زنگ زدم و برادر شوهرم اومد بردش

غروب مادر شوهرم زنگ زد و دعوام کرد گفت چرا به پسر من زنگ زدی منم گفتم عمه ازم خواسته که زنگ بزنم اونم گفت جر مهمونتو خودت باید بکشی و باید میزاشتی خودش زنگ بزنه

خلاصه قضیه رو به شوهرم گفتم و شوهرمم که از برادر مجردش خوشش نمیاد و باهاش قطع رابطه س و بهش شک داره...

خلاصه هر چی از دهنش در اومد بهم گفت و جنگ جهانی به پا شد

منم  هر چی توضیح میدادم که به خدا هیچ قصدی نداشتم باور نمیکرد 

و همش بهم میگفت تو هرزه ای و ....که زنگ زدی

ناگفته نماند که من و خانواده م مسلمون و نماز خونیم و شوهرم تا حالا هیچی ازم ندیده و منم از اون چیزی ندیدم ولی خواهرشوهرم یه بار با یه مرد زن دار دوست شده بود و اگر همسرم نفهمیده بود کارشون به جاهای باریک میکشید و مادر شوهرم قبلا بهم گفته بود که عمت ها و عموهای شوهرم همگی هرزه ن و مورد دارن

منم چون دعوا بالا گرفت به همسرم گفتم که خواهرت هرزه س که با اینکه شوهر داره با مرد زن دار دوست شده و عمه هات و عمو هات....خلاصه اون یکی گفت من ده تا جواب دادم...

شوهرم که حرفامو شنید و حرفامم حق بود دیگه نتونست جواب بده فقط گفت باید تاوان این حرفاتو بدی و به غلط کردن بیافتی منم گفتم محاله بت غلط کردن بیفتم 

اونم وسایلشو جمع کرد و سویچ ماشینی که برام خریده بود و کارتی که هر ماه برام پول میریخت ازم گرفت و برد و رفت و شبا هم نمیاد

 

الان واقعا به غلط کردن افتادم ولی نمیدونم باید چکار کنم

مشکلم پول و ماشین نیست 

خودم مقداری پس انداز مخفی دارم که میتونم باهاش یک ماه سر کنم و خونه هم به ناممه

ولی مینوام یه جوری دعوا رو جمعش کنم و آشتی کنیم 

به خدا من عاشق شوهرمم اونم عاشق منه 

درسته که من اشتباه کردم ولی اون دیگه ول کن نبود و هر روز دعوام میکرد تا اینکه دهن منو باز کرد و کارمون به اینجا رسید

ممنون میشم که اگر کمکی از دستتون بر میاد دریغ نکنید

بر این باورم در هر قدمی خدا را دارم  

سلام رویاجون امیدوارم حالت خوب باشه.فقط یه نکته ای رولازمه اشاره کنم شماگفتی همسرت گرم مزاجه وشما سه ماه رابطه نداشتین ویه جوری تعریف کردین که اون قهر برای هردوتون لازم بوده چون هردو تغییرکرده بنظرم همسرتون هم اون چندماه به رفتارهاش فکرکرده وتصمیم به تغییریافته بخاطرزندگیش بچش وشما چون من این متوجه شدم که شماروخیلی دوست داره.ولی عزیزم بنظرم قهرزن بدترین کارممکنه ومن شخصا ازهمه خانمامیخوام هیچوقت اینکار بچگانه رونکنن مگه اینکه قصدشان طلاق باشه.چون مرد اونم گرم مزاج یک هفته دوهفته بتونه تحمل کنه مطمعن باشین اگه آدم مذهبی یاباوجدان قوی ای نباشه بهتون خیانت میکنه فقط برای تامین نیازجنسیش چون چهارچوب محکمی ندارن اکثرا و وقتی فشاربیادبهشون هم قانون هم خدا ومذهب حتی بهشون اجازه میده من درموردهمسرشمانمیدونم رفته یانه.بعضی مردها هم یکبارمیرن عذاب وجدان باعث میشه جبران کنن برای زنشون ولی بعضیا تازه یه تجربه جدیدمیبینن وگناه براشون قبحش میشکنه ومتاسفانه ادامه میدن .سیاستهای زنانه شمادرصورتی جواب میده که طرف مقابل هم واقعا وازته دل قلبش وروحش به زندگی خودش باشه نه زنهای دیگه وفکر به زندگی جدید بدون اون زن.درکل لپ کلام مردیکه فقط زنش توی قلبش باشه وجدان داشته باشه عقل توکلش باشه میشه بهش نفوذکردنه مردیکه بگه این نباشه یکی دیگه یا رابطه نداشتن طولانی برای تنبیه قراربدی جاده خاکی بره بگه دیگران هستن خیانت کنه مخفیانه.زن ومردنداره البته

اول از همه در مورد خودم و شوهرم میگم : شوهرم  اهل دوست دختر نبود و بسیار مغرور و پر جذبه ...

سلام رویا جون من تازه تاپیک شمارو دیدم و واقعا بهت افتخار میکنم

یه مشکلی داشتم میخاستم مطرح کنم اگ بشه کمکم کنی

من و شوهرم باعشق ازدواج کردیم باهم دوست بودیم از همون اول گیر میداد چادر بپوشی و.... منم چیزی نمیگفتم حتی اجازه تنها بیرون رفتنم ندارم یابامامانم باید برم یاخودش باید منو ببر اوایل خونه دوستامم نمیزاشت دیک باکلی حرف و سرصدا میزاره برم اونم خودش ببره باتاکسی که اصلا نمیزاره جایی برم وقتی ازداج کردم 16سالم بود بعد دو سال امدیم خونمون واین گیر دادناش همچنان بود منم جون کم سن و سال ونفهم بودم چیزی نمیگفتم تااینکه واقعا خسته شدم وخطایی از من سر زد بعد شوهرم گفت چرااین کارو کردی گفتم تو منو مثل یه زندانی داری حق اینکه جایی یرم ندارم تاپای طلاق رفتیم ولی شوهرم جون دوسم داشت دوباره اومددنبالم نزاشت طلاق بگیریم ودرهمین حین من یک پسر4ساله هم داشتم اوایل گوشی و ازمن گرفت جن سالی نداشتم بعد خودش دوباره بهم گوشی داد چادرم از وقتی بچه دومم و حامله شدم دیگ نپوشیدم باخودش که میرم بیرون راحت ترم ولی تنها میگه لااعقل یکم بلتدترباشه من بااین مشکلی ندارم ولی بااینکه پسرم 9سالشه و دخترم2سال هنوزم نمیزاره برم تنهایی بیرون خودمم الان27سالمه فقط بامامانم خودش بادوستامم فقط یکی که رفت و امد خانوادگی داریم میزاره برم بیرون اونم کاهی من از صب تا9شب که شوهرم میاد تو خونه تنهام اقوامم ندارم که لااقل برم اونجا میخام بابچه هام تاپارکی... برم تامغازه سرکوچه میرم میترسم همه میگن بابا تو که شوهرت خودش تورو میبره همه جی میخره هرسال مسافرت دیگه جی میخای خودم احساس میکنم افسرده شودن من ادمیم عاشق خرید اینقدم لباس میخرم ولی بعد خرید میکم تو که بیرون نمیری دوروز دیگه میمیری جرا همش میخری  میخام این طرز فکرمو بزارم کنار یکم به خودم برسم بابچه هام خوشحال باشم ممنون میشم راهنماییم کنی

سلام رویا جان خدا خیرت بده که کمک میکنی میدونم دم عید هست و شلوغی هر وقت پیام رو تونستی لطفا جواب بد ...

درود بانو ممنونم 🌹🌹🌹

جدا شدن از مادر شوهر میتونه علت تشدید این مساله باشه 

در کل مردها اینجوری هستن یعنی وقتی یه تغییر بزرگ پیش بیاد اتوماتیک واکنش مخالف نشون میدن و این تنها در مورد شوهر شما صدق نمیکنه

و حالا هر خانم دست و پا بزنه فایده نداره و گاها بدتر میشه 

تو این موارد باید با نرمش و زبان اغفال کننده صحبت کرد 

باید روزانه وقتی شوهرت خونه هست هی راه بری و ازش تشکر کنی بگی 

وای چقدر تو مرد و قدرتمندی چقدر تو عاشق ما بودی که تونستی خونه جدا بگیری 

در هر موردی ...در هر پیشامد خوبی شوهرت رو دخیل بدون و ازش تشکر کن 

جو خونه رو شاد کن و کاری کن که از بودن در خونه لذت ببره 

لباس های باز و رنگارنگ بپوش همانهایی که خونه مادر شوهرت نمیتونستی بپوشی 

شوخی های لمسی هر روز داشته باش مثل یه داروی روتین روزانه 

و حالا برای درست شدن شوهرت باید صبر کنی تا این رفتارها کمی ترم و آرومش کنه 

احتمالا خودت بعد از یه مدتی حس می کنی 

اون موقع در کنار حفظ این توجه های زیاد کم کم 

خواسته خانم با ناز و عشوه بیان کن 

و یا قبلش به شوهرت بگو بخره اگه نرفت بپر بوسش کن بگو عزیزم خسته هستی اشکال نداره 

فردا خودم میرم مثلا سبزی قورمه رو میگیرم 

یه قورمه ای برات درست کنم مخصوص شوهر عزیزم 

امکان داره خودش بره ولی اگه چیزی نگفت خودت برو ولی حواست باشه توجهت کم نشه 

و حتی بیشتر هم باشه 

******من از راه دور نکته و راه های ورد و روزنه ها رو نمیتونم درک کنم این خود شما هستید که باید اون ها رو پیدا کنید و صبور باشید 



من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
 سلام رویای عزیزم  تبریک میگم سال جدید رو  با آرزوی بهترینها واسه قلب مهربونت   ...


دردرود عزیزم 🌹🌹🌹

صبور باش و با شکست عقب نشینی نکن هرگز.... 

آهسته و پیوسته عمل کردن خیلی بهتر از رکود و منتظر نشستن است

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
سلام رویا جون ممنون ازینکه تجربت رو به اشتراک گذاشتی😘😘 میشه بیشتر بنویسی از راهکارهات ،اینا هم به ...


درود بانو 🌹🌹

اول بهت بگم که احساس کردم نشستی و منتظر هستی که شوهرت زندگیت رو شاد کنه و احساس کردم تمام فکرت و زندگیت و به شخص شوهرت گره زدی 

شاید از این حرفم تعجب کنی ولی این مدل رفتار دخترهای ایرانی با تربیت مادرها از نسل گذشته هستن 

بزار برات مثالی بزنم دیدی مردهای سن بالا میرن دختر جوان میگیرن 

من زیاد دیدم و چقدر عجیب تغییر رفتار میدن 

لباس و گردش بیشتر و مثلا با زن قبلی دیگه گردش و مسافرت کم میرفتن ولی الان مرتب بیرون هستن 

درسته میخوان خودشونن برسونن همپای زن جوانشان ولی نکته دیگه بودن همون خانم هست 

داشتن انگیزه خیلی مهمه 

چرا شما نشستی و منتظر شوهرت هستی 

خودت شروع کن شاد باش تو خونه برنامه هایی ترتیب بده تا بیاد کنارت ..اصلا لازم نیست کار زیاد یا خرج بالا داشته باشه 

مثلا کارهای روزمره رو تبدیل به برنامه کنار هم بودن کن 

****مردها فقط وقتی مطیع و رام زنشون میشن که مدام به بهانه های مختلف مورد توجه و تحسین زنشون قرار بگیرن ...یعنی زن بشه منبع الهام و انرژی اونا 

پس دست بکار شو برنامه بیرون بچین و خودت اجرا کن کم کم وقتی شوهرت حس و حال خوب گردش رو درک کرد با شما همراه میشه 

نکته ها رو رعایت کن و سعی کن راحتی و خوش گذشتن رو شوهرت درک کنه 

خریدهای کوچک مثل تنقلات رو انجام بده و شب فیلم بزار باهم نگاه کنید و تنقلات میل کنید گاهی بزار دهن شوهرت و بوسش کن 

همین حرکات کوچک و ساختن لحظات خوب برای مرد بهترین میشه و اگه عادتش بدی دیگه خودش سعی میکنه که این گونه لحظات رو دوباره با شما بوجود بیاره ..


من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز