دیوونه شدم افسرده شدم تو خونه عادتای عجیب و غریب اومده سراعم اصلا حوصله کار کردن ندارم حوصله حرف زدن ندارم من ک انقد اجتماعی بودم و از تنهایی بدم میومده حتی موقع درس خوندن!!!الان خیلی دوس ندارم حرف بزنم باکسی همش فوبیای از دست دادن عزیز دارم(اختلال وابستگی)شب تا صب نفس چک میکنم صبح دیگا خوابم میبره و از کلاسم جا میمونم دیگه گرفتارم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
از تو اتاق خودم اومدم تو پذیرایی باز چند روز خوب بودما ولی خب دوباره اونطوریم وقت گرفتم برای روانپزش ...
سعی کنید برنامه زمانی رو تنظیم کنید با محتوای کم شروع کنید با تنظیم ساعت خواب منظم مثلا از ساعت 12 تا 8 صبح خواب بعد محیط کار یا درس یا هر فعالیت دیگتون قطعا باید دور از محیط راحت (تخت خوابت باشه) سعی کن نشسته فعالیت کنید نه دراز کش