بچه ها خواهر شوهرم نذری درست کرده قیمه به همه داده خونه منم دور نیست یه کلمه به من نگفته یا برام بذاره چون من زیاد میرم اونجا به پدرشوهرم سر میزنم. بعد دیروز همش داشتن قیمه قیمه میکردن فهمیوم نذری داده راستش منم هوس کردم از حرفاشون بعد خواهر شوهرم گفت چون تو رژیم داری بهت نگفتم😐 منم واسه مامانم تعریف کردم اونم امروز برام قیمه پخت منم عکس از میز گرفتم نوشتم قربونت برم که تا هوس میکنم برام درست میکنی . بنظرتون منظورو رسوندم به خواهر شوهر؟ خیلی دلم شکست راستش . از جاریم کلی معذرتخواهی کرد که برای خواهر جاریم نتونسته قیمه بفرسته خیلی دلم شکست
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
من خانه ام را پر از رنگ میکنم...پر از عطر زندگی...نان گرم میکنم ...گل میخرم و شعر مینویسم...و باور دارم کلام فروغ را که زندگی یعنی همین بهانه های کوچک خوشبختی .... .
من اگه بودم به قوزک پامم نمیگرفتم میگفت رژیم بودی میگفتم آره خوب کردی نیاوردی دکترم گفته فقط غذای سالم بخورم
دوستان گلم لطفا در مورد آثار وخواص حدیث شریف کسا مطالعه کنید به نقل از آیت الله بهجت که فرموده اند: کلمات حدیث شریف کسا معجزه ای است که پیامبر قرائت آن را بسیار سفارش نموده است. پیامبر اکرم دو مرتبه سوگند یاد می کنند که چنانچه این حدیث خوانده شود رحمت فرود خواهد آمد. ملائک فرود آمده و اندوه از اندوهگین برداشته و دعای حاجتمند مستجاب خواهد شد. 🕊 اینجا ایران است رو برای تحقیر به کار نبرید💔هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعهای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند. مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت میکنند، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند، ناخودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند.- مارتین لوترکینگ
میگفتی من رژیمم برا داداشت میاوردی..یا با رژیم من چیکار داشتی احترام میذاشتی یا میخوردم یا یکاریش میکردم...
بنظرم استوری نمیذاشتی چون تو ک مونده قیمه اون نیستی ولی دقیقا مث خودش براش جبران کن..بعدم مطمئنم اون نذری اصلا پیش خدا قبول نیست
دوس دارم یه روز برسه ک یکی رو داشته باشم بهش بگم دخترم..پسرم...من دارم یاد میگیرم از ارزوهام یکی یکی بگذرم..همونطور ک از خودم..احساسم...زندگیم...خنده های از ته دلم گذشتم...دارم عادت میکنم ب نداشتن..نشدن..نبودن..ب راستی ک عادت چیز ترسناکیست...
من کساییو تو زندگیم داشتم که یه ثانیه فکر نبودنشون اشکمو در میاورد همون آدما الان واسم فرقی با یه غریبه ندارن فقط میدونم که یه زمانی میشناختمشون؛؛؛واقعی دوسشون داشتم و کلی خاطره باهاشون داشتم ولی دیگه واسم هیچ اهمیتی نداره که کجان و پیش کین و چیکار میکنن و باید اعتراف کنم که دیگه دوسشون ندارم و نیازی هم به بودنشون ندارم؛؛؛؛میخوام بگم زمان بدین؛؛همیشه زمان همه چیزو حل میکنه به مرور؛؛حتی چیزایی که فک میکنین هیچوقت حل نمیشه....