همسرت میاد خونتون؟مگه همسرت جدا زندگی میکنه تو جدا؟
عقدین؟
در حقیقت ما همه«بشر» بودیم ،تا اینکه«نژاد» ارتباطمان را برید،«مذهب» از یکدیگر جدایمان ساخت،«سیاست» بینمان دیوار کشید و« ثروت» از ما طبقه ساخت...! لطفا لایک نکنید
الان میان میگن حق با توئه قهر کن .... نه عزیزم قهر نکن بشین باهاش صحبت کن علت ناراحتیتو با کمال ارامش بهش بگو سر هرچیزی قهر نکن با حرف زدن حلش کن وگرنه قهر عادی میشه براتون
1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته
منم تا حالا قهر نکردم ولی فک میکنم اگه با هر چیزی راحت کنار نمیومدم اینجوری نمیکرد که به من بگه میام ...
شاید مشکلی پیش اومد که رفت عزیزم شاید کاری داشتن . بشین باهاش صحبت کن بگو اگه مشکلی پیش اوند که مجبور شدی نیای پیش من حتما بهم بگو
1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته
احساس میکنم اینجوری کوچیک شدم مشکلم این نیس که رفته و نگفته گفته بود میاد خونمون و الان اونجاست
عزیزم اول زندگیتونه از هم شناخت ندارید دوتاتون بی تجربه اید این چیزا واسه همه عادیه ... مرد مثل خمیربازی میمونه اگه تونستی اول زندگی شکلش بدی دادی اگر نتونی تا ثریا کج رود ... چجوری میتونی شکل بدی؟ باز زبون خوش و با سیاست وقتی قهر کنی دو تا چیز میفهمه یکی اینکه رو اون قضیه ضعف داری و بازم تکرار خواهد کرد قول میدم بهت دوم اینکه دیدش نسبت بهت عوض میشه چون بجای اینکه با مهربونی ازش بخوای قهر کردی باهاش و ازت دور میشه و طرف همون خواهرش میره سخت نگیر زندگی رو از زبونت خوب استفاده کن
حتما اول ازش بپرس . شوهر منم گاهی میشد زنگ میزد میگفت ۵دقیقه دیگه خونم بعد میدیدی نیم ساعت ازش خبری نیست ازش میپرسیدم میگفت خونه برادرم بودم داشتم مثلا تختشونو جابه جا میکردم یا ...
1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته