دوستم از خانوادهشوهر خیلی خر شانسه خیلییی خداروشکر البته
یکم از رفتاراشونو بهتون بگم
دوستم شاگرد درس خون مدرسه بود اما کنکور قبول نشد و هرچی خانوادش اصرار کردن بشین بخون ننشت و با پسر خالش ازدواج کرد
شوهر خالش پولداره ها و پسرخالش اینا دوتا پسرن یه دختر
خود دوستمم نسبتا پولدارن خانوادش
خلاصه یه ماه بعد عقد تو19-18 سالگی حامله شد شوهرشم 22 سالش بودو سربازیشم نرفته بود هنوز که بچش بدنیا اومد دانشگاش تموم شد مهندسیشو گرفت رفت سربازی دوستمم رفت دانشگاه ازاد بدون کنکور یه رشته بخونه
شوهر خاله دوستم یه دو طبقه ساخته بود برای دوتا پسرش
دوستم جهازشو طبقه پایین که بهتره چید
اون پسرش مجرده هنوز
و شوهر خالش خونه رو نصفشو به نام پسرش کرد نصفشو به نام عروسش که میشه دوست من
یه مدت گذشت دوستم فت خونه من دوره و پدر شوهرش باور کنین داره کنار خونه پدری دوستم اینا یه سه طبقه خیلییی شیک براشون میسازه
بعد سربازی شوهرش تموم شد مادر شوهره گفت من بچتونو نگه میدارم غذا هم میپزم براتون شما بیاین طبقه بالا خودمون زندگی کنین تا پسرم درسشو بخونه فوق لیسانسشو بگیره عروسمم که هنوز سنی نداره نمیتونه هم بچه نگه داره هم درس بخونه
و چون هنوز درامدی ناره وشاغل نیست شوهرش
پدرشوهره هر ماه پنج شش میلیون میریزه حساب پسرش سه چهار میلیون حساب عروسش