ی دست کشیدم تو موهامو ب دور دستا خیره شدم با ی شاخ گل تو دستم داشتم ور میرفتم و دونع دونع گلبرگاشو پرپر میکردم صدای نفساش کنار گوشم تنها ریتمی بود ک تو موج ارامش اونجا شنیدع میشد زیر چشمی ی نگا بش انداختم دیدم ک توجهش ب نیم رخمع و سریع متوج نگاهم ک شد نگاشو دزدید و گف ب چی داری نگا میکنی ی سمت لبم کش اومد ولی چیزی نگفتم .اخع ی جورایی از کلافگیش لذت میبردم .نفس عمیقی کشیدو محکم شاخه گلو از دستم قاپید و دور انداختو گفت ولش کن دیگ چیزی نموند ازش
تو همون حالتم زمزمه کردم اگ تو بودی از گلت مراقبت میکردی ؟صورتش جدی تر شد و گفت ارع من باغچمم خراب شع نمیزارم گلم اسیبی ببینع کامل چرخیدم سمتشو تو چشاش نفوذ کردم ک غافلگیر شد و اروم گفتم باغچه خراب چ دردی واس گل میخورع ؟ تهشم گلت پژمردع میشع و گلی ک پژمردع شع دیگ هیچوقت مث اولش نمیش ولی تو همیشع میتونی خاک باغچتو عوض کنی ولی یادت نرع ک هرچیزی ب وقتش/
همونجور ک تموم وجودم از بی حسی پر بود ب دستاش ک ی نگا انداختم ته دلم قنج رفت/