2777
2789
عنوان

گنگ نوشتع/

176 بازدید | 0 پست

ی دست کشیدم تو موهامو ب دور دستا خیره شدم با ی شاخ گل تو دستم داشتم ور میرفتم و دونع دونع گلبرگاشو پرپر میکردم صدای نفساش کنار گوشم تنها ریتمی بود ک تو موج ارامش اونجا شنیدع میشد زیر چشمی ی نگا بش انداختم دیدم ک توجهش ب نیم رخمع و سریع متوج نگاهم ک شد نگاشو دزدید و گف ب چی داری نگا میکنی ی سمت لبم کش اومد ولی چیزی نگفتم .اخع ی جورایی از کلافگیش لذت میبردم .نفس عمیقی کشیدو محکم شاخه گلو از دستم قاپید و دور انداختو گفت ولش کن دیگ چیزی نموند ازش 

تو همون حالتم زمزمه کردم اگ تو بودی از گلت مراقبت میکردی ؟صورتش جدی تر شد و گفت ارع من باغچمم خراب شع نمیزارم گلم اسیبی ببینع کامل چرخیدم سمتشو تو چشاش  نفوذ کردم ک غافلگیر شد و اروم گفتم باغچه خراب  چ دردی واس گل میخورع ؟ تهشم گلت پژمردع میشع و گلی ک پژمردع شع دیگ هیچوقت مث اولش نمیش ولی تو همیشع میتونی خاک باغچتو عوض کنی ولی یادت نرع ک هرچیزی ب وقتش/


همونجور ک  تموم وجودم  از بی حسی پر بود ب دستاش ک ی نگا انداختم ته دلم قنج رفت/


من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792