سلام به خانوم های شوهر دار و باتجربه... من ۴ سال با همسرم دوست بودم و عاشق همیم و الان یکسال و دوماهه که عقد کردیم و دوماهه که به مشکل خوردیم و من اومدم خونه بابام و باهاش قهرم...
خیلی باهام سرده خیلی حرفای بد بهم زده که من باورم نمیشد ی روز این حرفارو بزنه.میگه عاشقتم ولی ازم دور شو تا دلتنگت شم تا خودمو پیدا کنم میگه زندگیمو نابود کردی اگه این مشکل قبل ازدواج بود من شاید باهات ازدواج نمیکردم😔. این مشکل حقیقتش اینکه من بهش گفتم قبل از درگذشته با یکی در ارتباط بودم اما دوسش نداشتم و ی رابطه کوتاه بود همین.
خیلی حس بدی دارم یدفعه همه چی خراب شده نمیدونم چطور باید طرزفکرشو درست کنم چه حرفایی بزنم تا دوباره خوب شیم باهم؟
بهم میگه من دنبال بازسازی رابطمونم ولی نمیدونم چطور