سلام خانمها
واقعا تو دوراهی موندم دوتا بچه دارم
اولی مشکلات روحی و صرع داره دومی هم ۹ماهس
شوهر تنبل و بیکار که سرکار نمیره و همش بخور و بخواب و زمین بفروش و گذران زندگی
اخرین زمین رو به داداشم فروختیم
قرار شد یه ماشین بخریم و یه خونه کوچولو بسازیم
که داداشم قرار شد انجام بده ماشین رو خربد خونه روهم در حال ساختن البته تویکی از روستاهای شمال هستیم
این چند ساله داداشم خیلی هوای مارو داشت دائم پول میدادسر زایمان من سر بستری بچه ها. گاهی لباس میخرید گوشی موبایل برای من و پسرم خربد حالا شانس زمینی که تابستون به داداسم فروختیم سه برابر شده از طرفی ساخت خونه هم تموم نشده
پولی که داده بود تموم شدد
این وسط داداشم گفت من برلتون میسازم نگران نباشین
این مدت شوهرم وحشی شده
انگار پرش کردن
مثلا میگن چرا سقف خونه اینجوریه چرا اتاقها کمه ..کلا دهن بینه داداشم چون دید ما تو سختی هستیم قصد داشت خونه رو تند بسازه که عید تموم بشه جایی که الان زندگی مبکنم خونه قدیمی و پراز موشه و سرویسش بیرون از خونس منم با بچه کوچیک سختمه