2777
2789
عنوان

سرگرمی/

| مشاهده متن کامل بحث + 3072 بازدید | 1070 پست
اردیبهشت..زیادی مهربونن.. 😐😐

من مهربون نیستم 😶

فقط برای زیبایی خودت موهایت را شانه نزن ، گاهی مویت را شانه کن فقط برای خود مو ؛ او می خواهد مرتب باشد اما زبان سخن ندارد ، تو بر خال خالش دست بکش دندانت را مسواک کن فقط برای خود دندان ، او می خواهد تمیز باشد اما نمی تواند بگوید ، تو به او برس . به داد مخلوقاتی برس و کمکشان کن که توان تشکر از تو را ندارند . به مورچه ها غذا بده ، برگ درختان را نوازش کن ، خاک طاقچه را پاک کن ، اگر به مخلوقی کمک کنی و او در ازای کمک تو جای دیگر برایت جبران کند ، با جهان بی حساب می شوی ، اما اگر بی زبانها را آراسته کنی ، جهان به تو بدهکار می شود و بدهی خود را مانند تصویرت در آینه به تو پس می دهد . اگر یک مشت گندم به جهان بدهی ، جهان هم با همان حرکت دست تو مانند تصویر در آینه ، یک مشت گندم به تو می دهد ، با این تفاوت که مشت جهان بزرگتر است .
فک میکنم اذریا خیلی رویا پرداز باشن

من نیستم ندانم والا

اتفاقا واقع گرام

امام علی(ع) فرمودند: خداوند اجابتش را در دعاها پنهان داشته، پس هرگز هیچ دعایی را کوچک مشمارید.💙😇 یه حاجت خیلی بزرگ دارم، اگه امضامو خوندی لطفا برام دعا کن😍💜 اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم♥️🌹       اجرتون با امیرالمونین (ع)😊💛

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من بدترین آدم های زندگیم مردادی بودن  ولی فکر نمی کنم ربطی داشته باشه  ولی شنیدم مردادی ...

عارع ربطی نداره ولی ی جور سرگرمی دیگ/


و همچنین ابانو تیر😂/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
تیر ماهی ها خود خواهن

عارع دقیقا خودمم همین فکرو دارم/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
عارع ربطی نداره ولی ی جور سرگرمی دیگ/ و همچنین ابانو تیر😂/

من با مهر، تیر، آبان، فروردین 

خیلیییی می سازم 

فقط برای زیبایی خودت موهایت را شانه نزن ، گاهی مویت را شانه کن فقط برای خود مو ؛ او می خواهد مرتب باشد اما زبان سخن ندارد ، تو بر خال خالش دست بکش دندانت را مسواک کن فقط برای خود دندان ، او می خواهد تمیز باشد اما نمی تواند بگوید ، تو به او برس . به داد مخلوقاتی برس و کمکشان کن که توان تشکر از تو را ندارند . به مورچه ها غذا بده ، برگ درختان را نوازش کن ، خاک طاقچه را پاک کن ، اگر به مخلوقی کمک کنی و او در ازای کمک تو جای دیگر برایت جبران کند ، با جهان بی حساب می شوی ، اما اگر بی زبانها را آراسته کنی ، جهان به تو بدهکار می شود و بدهی خود را مانند تصویرت در آینه به تو پس می دهد . اگر یک مشت گندم به جهان بدهی ، جهان هم با همان حرکت دست تو مانند تصویر در آینه ، یک مشت گندم به تو می دهد ، با این تفاوت که مشت جهان بزرگتر است .
اردیبهشت..زیادی مهربونن.. 😐😐

یکم مرموز/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/

ترکیبی از تیر و مرداد 

اخه ۳۱ تیر هم نمی‌دونم دقیق کدوم ورم😂😂

از مردادی ها هم بدت نیاد خیلی هم خوبیم😎

𝔻𝕠 𝕟𝕠𝕥 𝕥𝕒𝕜𝕖 𝕝𝕚𝕗𝕖 𝕤𝕖𝕣𝕚𝕠𝕦𝕤𝕝𝕪, 𝕟𝕠 𝕠𝕟𝕖 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕔𝕠𝕞𝕖 𝕠𝕦𝕥 𝕠𝕗 𝕚𝕥 𝕒𝕝𝕚𝕧𝕖
فروردین. سیاستمدار.بداخلاق . جذاب لعنتی..مریخی

جونز باو/

خودتی نکنع/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ترکیبی از تیر و مرداد  اخه ۳۱ تیر هم نمی‌دونم دقیق کدوم ورم😂😂 از مردادی ها هم بدت نیاد خیلی ...

تیری دیگ تیری بپذیر/

باش/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز