2777
2789
عنوان

دردودل

| مشاهده متن کامل بحث + 306 بازدید | 30 پست

عزیزم سکوت کردن همیشه همه چیزو بدتر میکنه و یه عالمه سو تفاهم درست میکنه

بنظرم با شوهرت صحبت کن البته این جوری نه که بشینی غر بزنی بگی اره من نوکری مادرتو میکنم..باهاش درد و دل کن و با ارامش دردتو مشکلاتتو بهش بگو

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

میگی دوس ندارم با شوهرم حرف بزنم میگم اون مقصر نیس ک رفتارت باهاش عوض شده بعد تو هر طوری ک بخوای حس ...

اخه مادرشوهرم باعث شد من نتونستم  یه عروسی بگیرم ۶سال باعث شد شوهرم  نمیومد پیشم هرکاری میکرد ازمادرش نظر میپرسید من هیچ بودم الانم که اینطوری اصلا دلم نمیاد حالم بد میشه دست خودم نیست

لطفا برای سلامتی نی نی توراهیم صلوات بفرستید🌸🙏🏻
اخه مادرشوهرم باعث شد من نتونستم  یه عروسی بگیرم ۶سال باعث شد شوهرم  نمیومد پیشم هرکاری می ...

بهش حرف بزن بگو این اوضاع رو دوس ندارم 

انگار مامانمون رفته بازار مارو نبرده..انگار دندونمون رو کشیدن بهمون بستنی ندادن... انگار برف اومده تا زانو ولی مدرسه ها تعطیل نیست... انگار همه دوستامون افتادن تو کلاس A ما افتادیم کلاس B .... انگار ورزش 19 گرفتیم ... انگار همه اردو رفتن جز ما ... همینقدر داغـونـم...
اخه مادرشوهرم باعث شد من نتونستم  یه عروسی بگیرم ۶سال باعث شد شوهرم  نمیومد پیشم هرکاری می ...

شیش سال چشمات بسته بود یا قحطی شوهر اومده بود الان خیلی دیره واسه شکایت کردم الان فقط باید درست کنی دست به کار شو زندگینو بساز اونم داره اه تو رو پس میده. 

فرزند من به دنیا اومد .   خدایا شادی بچه دار شدن سهم همه ماست . تورو به عظمتت قسم  دامن همه منتظران رو سبز کن .   
بخاطر یه دیسک اینهمه ناز و نوز داره والا مامان من سی ساله دیسک داره هیچوقت اینقدر ناز نداشته

‌شوهرم وقتی فهمید جراحی داره مادرش گریه میکرد با من حرف نمیزد از ناراحتی

لطفا برای سلامتی نی نی توراهیم صلوات بفرستید🌸🙏🏻

عزیزم

منم تاحدودی شرایط توروداشتم

بعد عروسیم مادرشوهرم تصادف خیلی خیلی بدی کرد

 جاریام میومدن دوروز وایمستادن کاراشونو میکردن

منم چون باهاشون میشستم باید هرروز هرروز میرفتم کمک میکردم

هیچ وقتم زحمتام به چشمشون نمیومد

همش مهمون میومد ومن پذیرایی

همش درحال ظرف شستن وآبمیوه گرفتن بودم

جاریام فقط غذا درس میکردن

ولی ازبس غر زدم خودمو پیش شوهرم خراب کردم

الان که چندسال از زندگیم میگذره همش باخودم میگم کاش برمیگشتم به اون موقع و با دل وجون کمک میکردم و به شوهرم غر نمیزدم

فوقش یه ماه بود دیگه

خودمو پیش شوهرم خراب کردم و اون اعتمادش ازبین رفت

هرکسی پشت سرم حرف میزد شوهرم باور میکرد

ازبس خودم خودمو بد جلوه دادم

تو اشتباه منو نکن

بگذر

فقط بیخیال باش وبگو باشه در راه خدا

به خودت بگو من مادرشوهرمو واگذارش میکنم به خدا

بگو الان بخاطر ثوابش که پرستاری مریض خیلی ثواب داره این کارو میکنم

برا ظهور امام زمانمون(عج) دعا کنیم                                              الهم عجل الولیک الفرج
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز