گوشی شوهرم یه لحظه برداشتم بازش کردم دبدم به دختر خالش که مطلقه است پیام داده حالشو پرسیده گوشیشم زوذ ازم گرفت نبینم خیلی اعصابم خورده نمیدونم چیکار کنم زباد با هم رفت و امدی ندارن سر همین اعصابم خورده چه دلیلی داره این موقع حال اونو بپرسه
یکی هس تو روستای پدریم مرده پنجاه ساله راننده بود دختره سی ساله رو میبرد اینور اون ور بعنوان آژانس بعدم آقا عاشق هم شدن زن و پنج تا بچه ش گذاشته برا این جدا خونه اجاره کرده
ادم یا اعتماد نمیکنه یا اگه کرد پاش وایمیسته؛تا زمانی که خلافش ثابت بشه...
شما ادم بالغی هستین با بی فکری الکی وضعیتو پیچیده نکنین و موضوعو کش ندین با همسرتون حرف بزنین از ناراحتی و نگرانی و احساس بدتون راجب ای مسئله بهش بگین و ازش توضیح بخواین،دیگه اگه مطمئن نیستین که حقیقتو بگه باید بگم که پس رو چه حسابی لایق همسری دیدینش.
تا در طلب گوهر کانی، کانی تا در هوس لقمه نانی، نانی این نکته رمز اگر بدانی، دانی هرچیز که در جستن آنی، آنی
احتمال داره واسه دلسوزی نگرانش بوده یا شاید یه اتفاقی افتاده بوده براش بعد این اس داده ببینه اوضاش چطوره .در هر صورت نگرانیش بی مورد بوده حق داری ناراحت باشی .چطر بود ک خودت اس و دیدی نپرسیدی اگه دختره اس میداد فرق داشت اونموقع تو ب دختره زنگ میزدی