رفته بودیم بیرون واسه ناهار گفت برنج شوره بعد ب شوهره من گفت بیا بخور ببین و با قاشق دهنی خودش دوباره زد تو قابلمه و قاشق رو خودش برد داخل دهن همسر منم اتیش گرفتم چیزی نگفتم و ناهارم نخوردم بعده ناهار وسیله هامو جمع کردم و با شوهرم دعوا کردم ک پاشو بریم و چیزی هم نگفتم ک دلیلش چیه بعدا تو خونه گفتم بهش و شوهرم گفت تو مسافرت این چیزا پیش میاد تو زیاد حساس شدی و منم تو عمل انجام شده قرار داده و خیلی پروعه چیکار کنم اگه بخوای دیگه باهاشون رفت و امد نمیکنیم اخه اون خیلی پروعه ولی من حتی روم نمیشد بگم ک تو اینکارو کردی جلو شوهرش و کلا باهاش قطع رابطه کردم بنظرتون من زیاد حساس شدم کارم اشتباه بود یا اون خیلی هرزس
البته اینم بگم همیشه از این اخلاقا داره و حرفای مثبت 18میزنه جلو شوهرم و من همیشه تحملش میکردم دیگه ایندفه خونم بجوش اومد