سلام خانوما خواستم یه راهنمایی بهم کنید
من ۲۵سالمه همسرم ۲۷ بخاطر شرایط کاری همسرم که دوره من بیشتر اوقات خونه مادرمم و زحمتام با ایشونه حتی هروقت شوهرم میاد خونه مامانمیم
شوهرم فقط یه خواهر داره از ما کوچیک تره و خیلیم گستاخ و حسوده متاسفانه ماهم بدلیل تنهایی و کم جمعیت بودن همه دلخوشیمون اینه بریم یا خونه مامانم یا پدر شوهر ینی دیگه کس دیگه نداریم
ولی خانواده شوهرم خیلی بی محلی میکنن اصلا دعوت نمیکنن و وقتیم خودمون میریم انگار شوک میشن که جرا رفتیم و اصلا مادرش غذا درست نمیکنه یا بکنه هم خیلی ساده نه گوشت میزنه نه مرغ البته بخدا من بخاطر غذا نمیرم اونجا بحث احترام به عروس و مهمونه
حالا یه چی که خیلی ناراحتم کرد امروز شوهرم کار بود من زنگ زدم خونه مادر شوهرم گفتم همسرم دیر میاد و ناهار نداریم دیر اومدم خونه ....فکر میکنید چی کفت
گفت یه املتی چیزی بزار انقدر ناراحت شدم و خورد تو ذوقم که نگو
ناگفته نماند که خودم حس میکنم چون خواهرش منو میبینه حرص میخوره حس میکنم مامانش اینا هم راضی نیستن من برم اونجا