با شوهرم بیرون بودیم بعد پیش یه ساندویچی پارک کرده بودیم یه بچه رو دیدم داشت تند تند فلافل درست میکرد میداد مشتری .به شوهرم گفتم.آخی عزززیزم نگاش کن چه قشنگ داره فلافل درست میکنه همون لحظه شوهرم نگاش کرد دست یچه روغن بهش پاشید سوخت😭همون لحظه شوهرم نگا من کرد
اب شدم از خجالت 😞برا بچه ایت الکرسی خوندم .ولی دیگه فایده نداش
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.