سلام به همگی
خانما من یه مدت بود درمورد چادر تحقیق میکردم خیلی دوست داشتم ولی بهونه میاوردم که نپوشم یه بار رفتم یواشکی یه چادر خریدم دور از چشم همه وقتایی که میرفتم بیرون میپوشیدم انقدر بهم آرامش و حس خوب میداد که خدا میدونه بخدا خیلیی حس قشنگی داشتم
بعدش به همسرم گفتم اونم فکر کرد من جوگیر شدم و بعد از یه مدت میزارمش کنار گفت بپوش خلاصه منم چن جا پوشیدم بعد گفت نپوش منم اون موقع خیلی وابسته چادر نشده بودم گذاشتمش کنار ولی یه حس بد داشتم تا اینکه خودم یه روز که داشتیم با همسرم نماز میخوندیم بهش گفتم که حالم خوب نیست اونم یه استخاره گرفت خوب اومد و گفت باشه بپوش حالا من رفتم برای خودم کلی وسایل حجاب خریدم با یه عشق قشنگ چادرمو پوشیدم حالا که همه هم سرم دیدن همسرم مخالفت میکنه😢😢 اولاشم خیلی شدید نبود ولی الان خیلییی گیر داده هی میگه نپوش منم نمیتونم بزارمش کنار خیلی وابسته ش شدم بهش میگم نمیتونم همش میگه من چقدر تنها هستم تو به حرف من گوش نمیدی من صلاحتو میخوام و....
خانما بگین چیکارکنم😢 چجور چیزی رو که انقدر وابستشم بزارم کنار😢 اگرم بخوام راه خودمو برم همسرم بد دلخوره اصلا فکر نمیکنم آشتیم کنه هرچیم میگم خودت گفتی بپوش میگه همیشه استخاره درست نمیگه
اصلا اگه بتونم دل بکنم از این آرامش بقیه رو چیکارکنم الان همه سرم دیدن اونوقت میگن نگا این کن با ۲۵ سال سن جوگیر شده یه دقیقه میپوشه یه دقیقه نمیپوشه
بهم میگین چیکارکنم؟