سلام
امروز قرار بود که نامزدم ناهار بیاد خونه ما اما تا ظهر هر چقدر که باهاش تماس گرفتم جواب نمیداد ، اصلا سابقه نداشت که جواب نده ، خیلی دلواپس شدم ، به مادرش زنگ زدم ، گفت که بابابزرگش حالش بد شده بردنش بیمارستان .
تا بعد از ظهر هر چقدر که دوباره باهاش تماس گرفتم جواب نداد، معلوم نیست که گوشیش رو کجا جا گذاشته .
التماس عموم و بابام رو کردم که برند بیمارستان ببینند نامزدم کجاست . الان که بابام اومد میگه هیچ کس ازشون بیمارستان نبوده و فقط نامزد من از صبح تا حالا بیمارستانه . و بابام یه چیز دیگه ای بهم گفت که دلم رو آتیش زده . گفت که حال نامزدم اصلا خوب نبود و گفت که فکر کنم از صبح تا حالا هیچی نخورده و لبهاش اینقدر خشک بوده . آخه بابابزرگش رو خیلی دوست داره و حال بابابزرگش اصلا خوب نیست و بابام گفت حالش خیلی وخیمه . دلم میخواد برم بیمارستان پیش نامزدم باشم اما بابام بهم اجازه نمیده ، نمیدونم باید چی کار کنم .