2777
2789
عنوان

ذهنم درگیر شده

34 بازدید | 2 پست

نماز صبح که خوندم بعدش خوابیدم تا ساعت ۷:۳۰

خواب دیدم که یک نوزاد پسر خیلی خوشگل رو بقل کردم و اونم سرش رو روی شونه هام گذاشته

بعد مامان بزرگم و مامانم و من و نوزاد توی بقلم از تاکسی پیاده شدیم(تاکسی رو توی خواب می شناختم که فامیلمون بود اما الان همچین کسی نداریم و ندیدم)

بعدش رفتیم بالا توی خونه خودمون که گفتم این باباش(شوهرم)چرا نمی یاد خونه و توی خواب داشتم غصه میخوردم که چرا دیر به دیر می یاد سر میزنه

نوزاد سرش روی شونه ام بود که خوابش برد منم یک خوابوندمش روی زمین بعد گفتم همیشه ارزوم بود که بچه خودم سرش رو بزاره روی شونه ام و همیشه کنارم باشه


بابای بچه نبود و فقط برادر شوهرم توی خواب همون تاکسی بوده

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز