من کلا بااین رسم و رسومات مخالفم،قدیم رسم سیسمونی بود مگه چی میدادن سه دست لباسو یا دست لحاف و تشک و بالشت،مث الان انقد تجملاتی نبود ک،الان یه سیسمونی از جهیزیه هم قرو فرش بیشتره،
من بابام بازنشسته اس،و خودم سه ساله تو اقدامم،ازهمون ماه اول اقدام تا همین امروز که سه سال میشه کل سیسمونیمو با پول توجیبیایی ک شوهرم میداد پس انداز میکردم میخریدم،بدون اینکه شوهرم بفهمه میبردم میزاشتم خونه مامانم اینا،چون نمیخواستم تو این وضعیت بد اقتصادی ب بابام فشار بیاد،ازطرفی خرج ومخارج بچمون پای منو شوهرمه،پس وظیفه شوهرمه وسیله بچه رو تهییه کنه نه بابام،واینکه نمیخواستم شوهرم بفهمه ک بعدا بزنه سرپ یا اقتدار و عزت بابام بره زیر سوال،درضمن وضع مالی شوهرم معمولیه،خیلی هم پول توجیبی انچنانی نمیداد،ولی من تواین مدت خرجامو مدیریت کردم،مثلا واسه خرید مایتاج خونه بهم پول میداد میرفتم تره بار خرید یا از فروشگاه تو زمان پر تخفیف خرید میکردم،اون تخفیفشو میزاشم کنار واسه خودم،
یا پول میداد لباس و.. بخرم میرفتم از جاهای قیمت مناسب خرید میکردم بقیشو پس انداز میکردم،پول میداد با اسنپ برم،من با اتوبوس میرفتم بقیشو پس انداز میکرد،یه چمدون پر لباس از دوران مجردیم داشتم ک بخاطر تغییر سایزم دیگه اندازم نبود اونارو فروختم، اینجوری ذره ذره پس انداز میکردم هرسری یه تیکه وسیله میخریدم،همه روهم اسپرت گرفتم،خداروشکر الان کل سیسمونیمو خریدم جز سرویس چوب و کالسکه و صندلی ماشین مونده،
ک اونم سرویس چوبشو بابام نجاری بلده میسازه،کالسکه و صندلی ماشینم پول جمع میکنم میخرم،
من چون با پول توجیبیای خودم میخرم حتی وسایل غیر ضروری مث اباژور و لوسترو ساعت و سطل اشغال و جا دستمالو...روهم از رو ذوقم خریدم،
خواستم بگم بااین سیاست و مدیریتم اقتدار و عزت پدرم جلو شوهرم حفظ میشه،دوم اینکه جلو شوهر و خانوادش سرم بلنده،نه به بابام فشار اومده نه به شوهرم،نه خودم استرس گرفتم تواین گرونی پول سیسمونی از کجابیارم،نه بابا استرس گرفته و بهش فشار اومده،