یعنی مال کیه
از انبار خونه پدربزرگم پیدا کردم
این یکی از صفحه هاش بود که نوشته بود
😢 براش ناراحتم هرکی که هست:
چطوری ببخشمتون وقتی سنم اینقدر کمه ولی هروقت خودمو نگاه میکنم به خاطر حرفای زشت شما خودمو زشت میبینم چطور ببخشمتون وقتی شبو روزم گریه بود به خاطر حرفای شما و مسخره کردنتون
چطور ببخشمتون وقتی حتی کفر خدا رو می گفتم که چرا باید اینجوری باشم؟ چاق و زشت!
هرروز آرزوی مرگ این بود کار روزانه من به لطف شما!
چطوری الان تو اوج جوانی هیچ اعتماد به سقفی ندارم؟
میخوام یه روز بفهمید چه ظلمی در حق من کردید
اینو نوشتم تا شاید یه روز یکی بفهمه چقد قلبم در مقابل همین حرفای کوچیک درد گرفت
هرکی که هستی اگه اینو میخونی برات یه توصیه دارم:هیچ وقت کسی رو به خاطر ظاهرش مسخره نکنید یا درباره ی نقطه ضعف هاش که قطعا نقطه ضعف نیستن نظری ندید با حرف های هرچند کوچیک یا شوخی های به اصطلاح خنده دار فقط دلشو می شکنید ممکنه حتی بروز نده مثل خود من که وقتی یه نفر دلمو می شکنه فقط لبخند میزنم ولی از تو خدا میدونه چه دردی میکشم
تامام
مال کیههههه😐
😐 بالاش هم چند تا اسم نوشته شده بود