دیروز حال پدرم شدیدااااااااا بد شد جوری تو خیابون از فرط خستگی گریه میکردم ناشکری نمیکنم انشاا... زنده باشن
بچه ها هروقت اون یکی داداشم که خارج از کشوره زنگ زد من گفتم همه چی رواله نگران نباش چی بگم به بدبخت
اونیم تهرانه اگه بگم میدونم خانمش میگه بگو یه مدت بیان پیش ما
و میدونم مادرم تو زندگیشون دخالت میکنه وزندگیشونو تلخ میکنه اون یکیم که اینترنه خودشم اعصاب نداره بدنشم ضعیفه و زود مریض میشه(خواهش میکنم براش دعا کنین)
یا مادرم جیغ وداد میکنه یا پدرم مریضه دیشب خیلی خسته بودم تو خیابون گریه میکردم
اونی امریکاس باید زنگش بزنم التماسش کنم میشه تماس بگیری با مامان؟
مامان عین پیرزنا شده مریض شده وقتی داره غذا میخوره یهو میزنه زیر گریه یعنی بچه هام شهر غریب غذا میخورن؟
هیچکدومشون زنگ مادرم نمیزنن پدرمم که کلا براشون مهم نیس