من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
عزیزم روح مادر گرامی قرین رحمت حق خدا بهت صبر بده اگ امشب دلت شکست
ممنون گلم....تا الان اشک ریختم...الان کنار دوستام یکم اروم گرفتم.../
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
نمیدونم چیشده فقط میدونم حرف مادرته منم برای فاتحه میخونم
من یه دختر لوس نازنازوعه مامانی ام🤪بدبخت مامانم چی میکشه از دست من🥺یه دختر که همه اتاقش صورتی و دنیای صورتی داره💟یه دخی که نوتلارو میشینه یه نفر کلشو میخوره😂یه دختر که هروز لاکشو تمدید میکنه💅یه دخی که هروز با لباس مجلسیاش با مامانش قر میدههه💃
من یه دختر لوس نازنازوعه مامانی ام🤪بدبخت مامانم چی میکشه از دست من🥺یه دختر که همه اتاقش صورتی و دنیای صورتی داره💟یه دخی که نوتلارو میشینه یه نفر کلشو میخوره😂یه دختر که هروز لاکشو تمدید میکنه💅یه دخی که هروز با لباس مجلسیاش با مامانش قر میدههه💃
دورت بگردم نفسم..من خوبم..تو خوبی؟قلبت خوبع؟راستش فقط وسط راهرو زجه میزدم...خیلی دلم واس مامانم گرف...الان برگشتم حالم خوبع ک دارمت/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
سلام الان پیامت برام بازشد،لعنت به من اینقددیر به دیر آنلاین میشم،چرا ترکیدی؟
دور از جونت......بگم حالم بد میشع..تو تاپیک قبلیم برو بخون/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/