صبح ها صبحانه حاضر میکنم و باهم میخوریم و بدرقش میکنم و بوسش میکنم و محکم همو بغل میکنیم و میره،خودش که ازین کارام خیلی خوشش میاد اما مادرشوهرم همش میگه تو نمیری پشت سر پسرم آب بریزی(حالا انگار خودش میریخته)آخه خونمون آپارتمانیه من برم پائین از ترس سکته میکنم تا بیام خونمون،ملت چه پرتوقعن ایییییششششش😑