خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

نمدونم  تاپیک زدم با کاربری گلبرگ یجوریم🥺

چجور؟/

حرف بزن/

تو خودت نریز/

بریز بیرون اون چیزی ک تو دلتع/

عاروم میشی/ 

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
چجور؟/ حرف بزن/ تو خودت نریز/ بریز بیرون اون چیزی ک تو دلتع/ عاروم میشی/ 

نکنه کرونا گرفتم واقعنی نگار🥺

///موهیتا راست میگف اهواز شهر عاشقیه شهر دیوونگیه ❤ خدایا شکرت بابت همه چی♥💫///

نکنه کرونا گرفتم واقعنی نگار🥺

ن الکیع مگ/

حس بویایی داری؟/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ببین اینجا گفتم  تو پستاهم گفتم https://www.ninisite.com/discussion/topic/5628856/آنی-امیه- ...

حساس شدی باو/

منم گاهی اینجور میشم/

کرونا اصلا حس بویایی نداری ک/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
حساس شدی باو/ منم گاهی اینجور میشم/ کرونا اصلا حس بویایی نداری ک/

واقعنی؟

خوبه پس

سردردمم حتما عادیه یکم بخوابم خوب میشم

ممنون نگاریم❤

///موهیتا راست میگف اهواز شهر عاشقیه شهر دیوونگیه ❤ خدایا شکرت بابت همه چی♥💫///

واقعنی؟ خوبه پس سردردمم حتما عادیه یکم بخوابم خوب میشم ممنون نگاریم❤

عارع من پسر خالم پزشکه اینو گف خیالت تخت/

کرونا بویاییو از بین میبرع/

فدات/

عصرت نایس نگینم/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
عزیزم من باور می کنم  می نویسه ۲۵ و ۵۰ گرم طلا  که اصلا در مقابل سود و در آمد کارخانه چی ...

اخه قوطی؟اخه بطری؟😭

یه پلاک میدادن لا اقل

قوتی رو بذاریم دکوری روی اپن😬

🇯🇴الهی و ربی من لی غیرک🔆❤️

عارع من پسر خالم پزشکه اینو گف خیالت تخت/ کرونا بویاییو از بین میبرع/ فدات/ عصرت نایس نگینم/

مرسی❤

دختر عمه منم گفت اما نگران بودم

ممنون 

من یکم لالا کنم❤

///موهیتا راست میگف اهواز شهر عاشقیه شهر دیوونگیه ❤ خدایا شکرت بابت همه چی♥💫///

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2847