من از عرصع های بی هدفت اومدم/ من با اینکه دنیات سیاهع ولی از پاکیع قلبت اومدم/
من ن از زمینم ن از آسمونت ن از نگاه سرد مهربونت/
من از عمقع دلگیر شبهاتو از رعب روزای سختت اومدم/
من ایینع رفتارتم من حاصل افکارتم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/