سلام من چند سال پیش با یک پسری دوست شدم دوسال باهام بودیم تهش خیانت شد و بهم خورد اما پشیمون شد تا تابستون امسال برگشت و من قبول نمیکردم تا یکم دلم نرم شد فقط از تابستون تا الان دوبار خیلی کوتاه دیدمش اما الان فهمیدم که مریض شده و ناامید نمیدونم ترسیدم که باز خاطره بسازم خودم اخرش داغون میشم فکر کردم دور از جونش بمیره من طاقت نیارم و بی خبری انتخاب کردم بهتره و دیروز پسش زدم دلم سوخت ولی ترسیدم از حال خودم بهم گفت من تاوان دل شکستت میدم و دوست دارم ... اما رفتم.. اما الان همش فکرش میاد تو ذهنم نمیدونم کار اشتباهی کردم یا نه:( شما بودین چکار میکردین؟