با جاری کوچیکم تو یه ساختمون هستیم امروز وقتی از بیرون بر میگشتم جاریم داشت در خونه با دوستش حرف میزد؛ همینکه ماشین ما رو دید تا من اومدم پیاده بشم در رو بست رفت تو خونه که یه وقت مجبور نشه با من سلام علیک کنه. تازه باهم قهری چیزی هم نیستیم... شما بودین چطوری برخورد می کردین با اینطور آدمی؟؟
هیچی خب حوصله احوال پرسی نداشته،واسه هممون پیش میاد،منم با جاریم توی یه ساختمونم ولی اصلاً کاری به کار هم نداریم با اینکه خیلی همدیگه را دوست داریم،اینطوری خیلی بهتره
یعنی همدیگه رو ببینید در رو می ببندید میرین تو خونه؟! 🙄🙄 واقعا این مودبانه س؟؟
خب حوصله حرف زدن نداشته،شاید وسط حرفش بوده و نباید حرفاشونو میشنیدی،شاید ناراحت بوده یا عصبانی و نمیخواسته شما بفهمی،مودبانه که نیست ولی گیر نده حالا،بیخیال