نمیزاره
تازه نامزد بودیم فقط میچسبید به عمه و دختر عمه هاش
عروسی مو که کوفتم کرد
اصلا انگار عروس من نبودم
لباس هرکی لختی تر بود دیگه میرفت بغلش میکرد ماچ میکرد باهاش می رقصید
اعتراض کردم گفت ببین من آدمی نیستم دنبال کسی بیفتم
تو خودت بیا سمت من
یه بار رفتیم با فامیلش باغ تو حیاط بساط مشروب و قلیون بود
به دختر عمش گفت بیا بشین پیش من قلیون بکش اون ننشست
من رفتم کنارش بنشینم گفت برو اونور بشین اینجا ما داریم قلیون میکشیم
از اول اصلا نمیزاشت دور این چیزا برم
خودش قلیون چاق میکنه با زنای دیگه میکشه واسه زن خودش ممنوعه