الان چندروزه بایکی عقد کردم موقت خیلی اصرار داشت منم قبول کردم اما روز عقد انگار اصلا راضی نبود گفتن بیخیال شیم قبول نکرد دیروزرفتم گفتم من نمیخوام ادامه بدم باز خرم کرد بازبونش اما فقط کارشو دوس داره اصلا وقت نداره برام مثلا خونه خریده که بریم اونجا اما هنوز خبری نیست دوستم میگه صبر کن بهش فرصت بده اون کارش سخته زیاده تو بیکاری فکر کردی اونم مثل خودته با کم توجهیش چیکار کنم شایدم من زیادی گیر میدم باید بذارم یه گوشه بمونه زیاد بهش دل ببندم