نامزد بودم خواب دیدم مادر شوهرم برامون گربه سیاه میپزه تو قابلمه...مادر شوهرم خیلی زن خوبیه..اصلا بد مارو نمیخواد نمیدونم چرا این خوابو دیدم..الان چهار سال گذشته ولی یادم نمیره
سلام دخترا، من چند ساله از سامانلعیا خرید میکنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدلهاشون رو اونجا میذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.
گفتم اگه کسی دنبالشون میگرده، از اینجا میتونه پیداشون کنه
یه دروازه بزرگ و برامون باز کردن منو دوتا خداهرم گفتن اینجا بهشته مال توهخیلی قشنگ بود سرسبز یه دریاچه داشت و یه درخت رو زمین گلهای فرضی میکشیدم جون میگرفت و زنده میشد
بعضیها هم مثل آخر سس خرسی مهرام میمونن فقط ترتر میکنن. بازدهی ندارن
یادم میاد سوار قطار شدیم و مسافتی طی کردیم از چند جا گذر کردیم(یادم نیست با کی بودم) شب بود، از میون درختا رد شدیم و من تو راه با خودم میگفتم میریم پیغمبرو، حضرت محمدو ببینیم..پیغمبر! خیلی خوشحال بودم. رفتیم پشت در خونه ای. در باز شد و اومدیم داخل. گفتن پیعمبر تو اتاقه. رفتم تو دیدم روی ی تخت دراز کشیده. مث اینکه مریض و ناخوش احوال باشه! لباس بلند سفید تنش بود و محاسن و موی سفید. رفتم جلو و باهاش حرف زدم. انگار هی جون میشد! تا اونجا که پایبن تخت اومد و موهاش مشکی شد و من تو عالم خواب میگفتم ک یعنی من از شما هستم.. ی لبخندی زد و یادم نیست چی گفتم ک با سر تایید کرد.. فقط چهره و اون لبخند یادمه حتی چشماش..
💗میشه اسم خوشگل موشگل برای دخترم پیشنهاد بدین؟🌸 😍🙏🏻 خودم نظرم رو آنیسا، آوینا، آنیا و کمی نیکا هست اما شوهرم میگه بارانا🤔 کدوم بهتره!؟ چقد تصمیم گرفتن سخته🥴