کاملا عااادی
منم دقیقا اینجوریه زنداداشم میرم باشگاه اونم گف منم میخام بیام گفتم اوکی بیا ولی چون بارداره نمیشه
عروسیم نزدیکه لباس سفید گرفتم اونم گرفت رژ قرمز زدم اونم زد دارم درس میخونم اونم میخواد بخونه ولی داداشم خوشش نمیاد غذا درست کردم دارم یاد میگیرم اونم شام درست کرد بعد هی میگف غذای کیی خوشمزه تره
یا مامانمو بوس میکنم اونم میگه بزار برم پیش مامانم دلم براش تنگ شد
یا سر جهیزیه خییلی حسودیش شد هی میگف بسشه چقدر براش میخرین به منم توجه کنین