دوستم شوهرش اینجوری بود و اونموقه عقد بودن فهمید
ببعدها شوهرش به کار و فعالیت بیحوصله تر شد بخاطر مصرف طولانی اون داروها
حتی از داخل جمع رفتن و مهمونی رفتن و یا رفت و آمدهای خانوادگی یا حتی تفریح رفتن کلا فراری شد
زنش طفلکی یه مغازه اجاره کرد و بزور مرده رو توش نگه میداشت تا حداقل نون دو تا دختراشو دربیاره از مغازه که میاد فقط می خوابه و بیدار باشه فقط غر میزنه
بنظرم حالا که بچه داری خودتو برای روزهای بعدشم آماده کن، از نظر مالی خودتو تامین کن که گیر نیفتی مثلا خونه و ماشینتو جور کن و بفکر یه درامد برا اونروزات باش