من پنج سال عاشق نامزدم بودم بعد پنج سال خودش بهم پيام داد و سريع ازدواج كرديم
تو كنكور ميخواستم موفق شم هدفم پزشكي ولي چون دقيقا همون سال نامزد شدم نتونستم
الان دوباره پنج سال از كنكورم گذشته اما دوباره با حمايت همسرم دارم ميخونم براي كنكور
نميدونم پزشكي قبول ميشم يا نه ولي خيلي دارم تلاشم ميكنم اصلا فكرشم نميكردم دوباره بشينم بخونم ولي شرايط جوري شده كه تنها راهم خوندنه واسه همين يه حس هايي بهم ميگه ميشه و من به هدفم ميرسم البته اميدوارم و همشم ب تلاشم بستگي داره اما براي خودمم جالبه كه بعد اين همه سال دوباره بشينم سر درس